دکتر علیرضا سمیعی اصفهانی

به نام خدا

 فصلنامه «سیاست پژوهی غرب آسیا» با تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات کشور در تاریخ  25/02/1403 و به شماره ثبت 96164، پروانه انتشار دریافت  کرده است. زمینه تخصصی فصلنامه «علوم سیاسی»، «روابط بین ­الملل» و «مطالعات منطقه ­ای» است.

 

 

 

 

زمینه اصلی پژوهش فصلنامه به شرح زیر است:

  رویکردهای نظری، الگوها و سیاست­های عملی؛ در مورد دولت، دولت­- ملت ­سازی، نظام سیاسی، حکومت، حکومت­مندی، حکمرانی و سیاستگذاری در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه)

گونه شناسی (اشکال، ماهیت و عملکرد)؛ دولت، نظام سیاسی، جامعه سیاسی، حکومت و حکمرانی

آسیب شناسی دولت؛ نظام سیاسی، جامعه سیاسی، حکومت و حکمرانی و ارائه راهکارهای مناسب

مطالعه مقایسه ­ای الگوهای حکمرانی در منطقه غرب آسیا با سایر نقاط جهان

اقتصاد سیاسی دولت و جامعه مدنی و تاثیر آن بر مقوله حکمرانی و امر توسعه در منطقه غرب آسیا

مشارکت نیروها و کنش­گران سیاسی- اجتماعی؛ )اعم از احزاب و جریان­های سیاسی، ایدئولوژی های سیاسی، نهادهای مدنی، سازمانهای مردم نهاد(NGOs)، جنبش های اسلامی، جنبش­های اجتماعی، هویت­های مذهبی، قومی، زبانی، طبقاتی و ...) در امر حکمرانی و سیاستگذاری عمومی

تاثیر اشکال مختلف مقاومت و مخالفت سیاسی - اجتماعی؛ )مانند جنبش­های اسلامی، جنبش­های اجتماعی، اعتراضات اجتماعی،­ نافرمانی مدنی، شورش­ها، قیام ها، انقلاب­ها، کودتا و ...) بر عملکرد دولت، امر حکمرانی و سیاستگذاری

سیاست روزمره، سیاست زندگی و تاثیر آن بر حکمرانی و سیاستگذاری عمومی

فن­آوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین؛ فضای مجازی، هوش مصنوعی و .... تاثیر آنها بر دولت و امر حکمرانی و سیاستگذاری عمومی

آینده پژوهشی مناسبات دولت-جامعه و امر حکمرانی و سیاستگذاری در منطقه غرب آسیا

سیاست خارجی، رقابت­های ژئوپلتیک و نظم نوین منطقه ­ای؛ )بررسی نقش بازیگران فروملی، ملی و بین ­المللی در سیاست و امر حکمرانی در منطقه غرب آسیا(

 

 تذکر مهم: از کلیه نویسندگان محترم خواهشمند است مقالات خود را فقط از طریق سامانه مجله و صفحه شخصی خود ارسال نموده و صرفاً از همین طریق نیز پیگیری نمایند و از تحویل یا ارسال مقاله به ایمیل هر شخص حقیقی یا حقوقی و تماس تلفنی در این زمینه مطلقاً خودداری نمایند؛ زیرا دفتر مجله در مقابل مقالاتی که به جز از طریق سامانه مجله ارسال گردد، مسئولیتی نخواهد داشت. همچنین این مجله از س‍ام‍ان‍ه‌ ه‍م‍ان‍ن‍دج‍و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(ایرانداک) برای ارزیابی نهایی مقالات استفاده می کند.

 

بر اساس دستورالعمل جدید لازم است کلیه نویسندگان محترم در هنگام ارسال مقاله علاوه بر فایل اصلی مقاله، فرم تعارض منافع و فرم تعهد اخلاقی  را نیز از طریق فایل های پیوست مقاله ارسال فرمایند. ادامه فرآیند مقالات منوط به تکمیل و ارسال فرم های مذکور خواهد بود.

 

 فصلنامه سیاست پژوهی غرب آسیا اخلاق علمی و نشر را تحت قوانین بین‌المللی کپی رایت و کمیته بین‌المللی اخلاق در انتشارات (COPE) رعایت می‌نماید.

 


 فصلنامه سیاست پژوهی غرب آسیا به خوانندگان اجازه خواندن، دانلود، کپی، توزیع، چاپ، جستجو و پیوند متن کامل مقالات را داده و خوانندگان برای استفاده از آن‌ها برای هر مقصود قانونی دیگر مجاز می‌باشند. 


 

نوع دسترسی به مقالات فصلنامه سیاست پژوهی غرب آسیا به‌صورت «باز» می‌باشد. 


 

با توجه به اقدام فصلنامه سیاست پژوهی غرب آسیا برای نمایه شدن در پایگاه‌های بین‌المللی، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و ایمیل آکادمیک برای تمامی نویسندگان مقالات (به ویژه نویسنده مسئول) الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به فصلنامه نسبت به دریافت کد شناسه پژوهشگر ORCID اقدام فرمایند.

https://orcid.org/signin

برای دیدن راهنمای فارسی دریافت کد شناسه پژوهشگر ORCID روی لینک زیر کلیک کنید:

 


 

  • کشور محل چاپ :ایران
  • شروع انتشار:تابستان 1403
  • دوره انتشار: فصلنامه
  • گستره انتشار: سراسری
  • شاپای چاپی:
  • شاپای الکترونیکی: 8986- 3115
  • قابل دسترسی از:
  • وضعیت چاپ:چاپی و الکترونیکی
  • زبان مجله: دو زبانه فارسی -انگلیسی (و چکیده گسترده انگلیسی)
  • حوزه  تخصصیعلوم سیاسی و روابط بین الملل
  • نوع مجله تخصصی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
  • هزینه داوری مقاله: رایگان 
  • دسترسی رایگان و آزاد به مقالاتبلی
  • نمایه شده
  • نوع  داوریداوری بسته و حداقل 2 داور برای هر مقاله
  • زمان بررسی اولیه:10 روز
  • زمان داوری: میانگین 6 هفته
  • ایمیل مجله:  wapr.journal@gmail.com
  • ایمیل پشتیبان:  jwapr.samiee@gmail.com

     



     

     

         

 این مجله از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می­نماید.

 

آنالیز ساختاری شاخص شکنندگی دولت ترکیه با استفاده از رویکرد میک مک ( 2006 – 2024)

سارا فرحمند

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر بررسی تحول عملکرد دولت ترکیه در بازه زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۴، با بهره‌گیری از چارچوب نظری دولت‌های شکننده و روش تحلیل ساختاری، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چگونه می توان وضعیت کنونی و پیش روی دولت ترکیه را بر پایه شاخص های شکنندگی دولت تبیین نمود؟ داده‌های مورد نیاز پژوهش، از موسسه صندوق صلح که «شاخص شکنندگی دولت‌ها» را رصد و منتتشر می کند گردآوری شده است. برای ارزیابی روابط میان متغیرها، از روش « MICMAC» و نرم‌افزار تخصصی نسخه ۶.۱.۲ بهره گرفته شده است. همچنین، ارزش‌گذاری ماتریس‌های تحلیل ساختاری با استناد به نظر و اجماع پنل خبرگان حوزه ترکیه‌شناسی و متخصصان مرتبط انجام گرفته تا قضاوت‌های کارشناسی مبنای تحلیل قرار گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سه متغیر کلیدی؛ «واگرایی نخبگان»، «مداخله خارجی» و «حقوق بشر» از جمله پیشران‌های اصلی این فرایند هستند و از طریق تأثیرگذاری بر پنج متغیر حیاتی؛ «مشروعیت دولت»، «دستگاه امنیتی»، «خدمات عمومی»، «اقتصاد نامتوازن» و «فقر و زوال اقتصادی»، مجموعه‌ای از روابط علی ‌ومعلولی را شکل می‌دهند که برآیند این روابط، ایجاد بازخوردهای تقویت‌کننده و مخربی است که به تضعیف ظرفیت‌های حکمرانی و تشدید آسیب‌پذیری‌های ساختاری در ترکیه منجر شده و در نهایت، پیامدهایی همچون فرار مغزها، تورم ساختاری، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف جایگاه بین‌المللی کشور را به همراه داشته است. بنابراین نتیجه این روند نشان ازحرکت ترکیه به سوی شکنندگی دولت دارد.

استراتژی نظامی اسرائیل: قبل و بعد از 7 اکتبر 2023

علی باقری دولت آبادی، سعید پروزن

چکیده اسرائیل از زمان تاسیس تاکنون پیوسته خود را در معرض تهدید دیده و از این رو برای هر نبردی خودرا مهیا ساخته است. این رژیم در کارنامه نظامی خود شش جنگ بزرگ بااعراب، دو جنگ با ایران و جنگهای متعددی با گروههای شبه نظامی مثل ساف، جهاد اسلامی، حماس، حزب الله و انصاراالله را تجربه کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که استراتژی های نظامی اسرائیل قبل و بعد از 7 اکتبر 2023 چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که اسرائیل، استراتژی نظامی خود را تهاجمی­تر و بر جنگ پیش دستانه استوار ساخته است. برای پاسخ به سوال پژوهش از روش کتابخانه ای-اسنادی بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می­دهد که اسرائیل که در جنگهای خود از استراتژی هایی مثل جنگ پیشگیرانه، انتقال جنگ به خاک دشمن، هشدار اولیه، بازدارندگی، جنگهای کوتاه مدت، حمله غافلگیرانه استفاده می کرد؛ پس از جنگ 7 اکتبر2023(عملیات طوفان الاقصی) استراتژی نظامی خود را تغییر داده و به بازدارندگی سایبری، دکترین ضاحیه، جنگ پیش دستانه و استراتژی چمن زنی بیشتر توسل جسته است. ماهیت استراتژی جدید بر نابودی تدریجی گروههای شبه نظامی مخالف اسرائیل (با ترور فرماندهان و رهبران و از هم متلاشی کردن ساختار سازمانی و انضباط درونی) و از بین بردن زیرساخت­های شهری، مدنی و اقتصادی محل زندگی آنها (برای جلوگیری از رشد و تکثیر و جلوگیری از تداوم حیات آنها) استوار شده است

تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1403

Niloufar Shafie yangabadi

چکیده نیروهای شبه‌نظامی طالبان با تعدادی کمتر از هفتاد و پنج هزار نفر در مدت یازده روز بر ارتش سیصد‌هزار نفری افغانستان تسلط یافتند. مردم افغانستان در مقطع دیگری نیز یعنی سال‌های 1996-2001 تجربه حکومت این گروه افراطی اسلام‌گرا را داشته‌اند تا اینکه به‌دنبال واقعه یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت طالبان سقوط کرد و آمریکا درصدد دولت‌ملت‌سازی در این کشور برآمد. با گذشت بیش از بیست سال، دولت‌مردان آمریکا تصمیم به خروج نیروهای خود از افغانستان گرفتند. با آغاز خروج نیروهای آمریکایی شبه‌نظامیان طالبان در کوتاه‌ترین زمان موفق به تشکیل دومین امارت‌اسلامی در سال 2021 در این کشور گردیدند. پیروزی سریع طالبان سبب طرح سوالاتی گردید که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: یک، آیا این تحولات سناریو و پروژه‌ای طراحی‌شده از سوی آمریکا بوده‌است؟ دو، علت پیروزی سریع طالبان در افغانستان چه بود و حکومت آن‌ها در دوران جدید چه تفاوت ماهوی با حکومت آن‌ها در دوره قبل خواهد داشت؟ سه، سلطه مجدد طالبان در افغانستان چه پیامدهایی برای جمهوری‌اسلامی‌ایران می‌تواند داشته باشد؟ لذا هدف از نگارش این مقاله بیان علل ظهور مجدد طالبان در افغانستان و تشریح پیامدهای آن در منطقه به‌خصوص برای جمهوری‌اسلامی‌ایران به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای شامل کتب، روزنامه‌ها و منابع اینترنتی می‌باشد.

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی آمریکا در قبال سوریه (2020-2017)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 آذر 1403

محمدرضا بیگیان، رحمت حاجی مینه

چکیده ببحران سوریه یکی از پر چالش­ترین رویدادهای امنیتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است و هر یک از بازیگران در صحنه بین‌المللی بر پایه منافع خود رویکردهای متفاوتی را در قبال تحولات این کشور اتخاذ نموده­اند. استراتژی آمریکا نیز به‌ عنوان یک ابرقدرت جهانی همواره تحت تأثیر سازمان‌های اطلاعاتی - امنیتی فعال در سوریه بوده است. لذا هدف اصلی پژوهش پیش رو، تبیین نقش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه بین سال­های 2017-2020  است. سؤال اصلی پژوهش این است که سازمان­ اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چه نقشی در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2017-2020) داشته‌ است؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرض مطرح ‌شده که سازمان­های اطلاعاتی آمریکا به ویژه سازمان سیا با فراهم کردن اطلاعات میدانی و کدهای راهبردی تأثیر به سزایی در روند تصمیم‌گیری‌های امنیتی و راهبردی آمریکا و در راستای تثبیت موقعیت آن در کشور سوریه (2017-2020) داشته­اند. پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و در قالب مفروضات نظریه تصمیم‌گیری به تحلیل و بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال بحران سوریه در طول سال‌های2017 تا2020 میلادی خواهد پرداخت. یافته­های پژوهش حکایت از این دارد که سازمان سیا نقش مؤثری در حمایت و پشتیبانی از تصمیمات سیاست خارجی دونالد ترامپ در بحران سوریه داشته است

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

علی باقری دولت آبادی، ایوب دامیار

چکیده جنگ غزه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و ۱۵ ماه به طول انجامید، با تخریب گسترده ساختمان‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس و کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش اسرائیل، واکنش‌ شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت. با این حال، در مقایسه با اعتراضات گسترده­ای که در غرب علیه اسرائیل صورت گرفت، میزان و شدت اعتراضات در کشورهای اسلامی محدود بود و هیچ نشانه‌ای از تحریک ناسیونالیسم عربی دیده نشد. مشاهده این وضعیت، این سوال را به ذهن متبادر می­سازد که چه عواملی باعث افول ناسیونالیسم عربی در خاورمیانه شده است؟ فرضیه پژوهش بیانگر این است که افول ناسیونالیسم عربی ناشی از کنش و واکنش پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بررسی این موضوع، از روش کیفی از نوع تبیینی و شیوه گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که ناسیونالیسم عربی در مراحل مختلف تاریخ، از جمله نهضت‌های اصلاح‌طلبی و جدایی‌خواهی، با چالش‌های متعددی مواجه بوده است. همچنین، مواضع کشورهای عربی و تحولات اخیر در جنگ غزه به کاهش احساس هویت ملی و وحدت عربی منجر شده است. این کشورها از موج جدید ناسیونالیسم که مبتنی بر اسلام‌گرایی است و تهدیدی علیه اقتدارگرایی در این کشورها محسوب می‌شود، واهمه دارند. به همین دلیل، تلاش می‌کنند مانع فعال‌سازی ناسیونالیسم عربی در منطقه شوند. علاوه بر این، رقابت‌های داخلی میان کشورهای عربی، وابستگی اقتصادی به غرب، و ناتوانی در ایجاد اتحادیه‌های مؤثر نیز از عوامل مهم افول ناسیونالیسم عربی به شمار می‌روند. در نتیجه، ناسیونالیسم عربی به جای آنکه به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کند، به تدریج جای خود را به گرایش‌های محلی و مذهبی داده است که در برخی موارد باعث تشدید اختلافات داخلی و تضعیف همبستگی عربی شده است.

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

احمد کاظمی آرپناهی

چکیده قدرت گرفتــن دوبــارۀ طالبــان در افغانســتان بــا خــروج نیروهــای آمریکایــی به­دنبــال تصــرف کابــل، پایتخــت ایــن کشــور رخ داد و ســبب شــد جمهــوری اســلامی ایــران در مواجهــه بــا همســایه­های شــرقی­خود دچــار برخــی تناقض­هــا شــود. از ســویی، چــون ابعــاد تحــولات بــرای ایــران روشــن نیســت، بــه آنچــه می­گــذرد بــه دیــدۀ تهدیــد و تردیــد می­نگــرد و وجــود توطئــه در تمامــی تحــولات را دور از ذهــن نمی­دانــد. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی  پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده­ها کتابخانه­ای و اینترنتی است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که  اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به­ دو گروه با خاستگاه­های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین­کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2020-2017

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2020-2017

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

رحمت حاجی مینه، محمدرضا بیگیان

چکیده بحران سوریه یکی از پر چالش ­ترین رویدادهای امنیتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است و هر یک از بازیگران در صحنه بین‌المللی بر پایه منافع خود رویکردهای متفاوتی را در قبال تحولات این کشور اتخاذ نموده­اند. استراتژی آمریکا نیز به‌ عنوان یک ابرقدرت جهانی همواره تحت تأثیر سازمان‌های اطلاعاتی - امنیتی فعال در سوریه بوده است. لذا هدف اصلی پژوهش پیش رو، تبیین نقش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه بین سال­های 2017-2020  است. سؤال اصلی پژوهش این است که سازمان­ اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چه نقشی در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2017-2020) داشته‌ است؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرض مطرح ‌شده که سازمان­های اطلاعاتی آمریکا به ویژه سازمان سیا با فراهم کردن اطلاعات میدانی و کدهای راهبردی تأثیر به سزایی در روند تصمیم‌گیری‌های امنیتی و راهبردی آمریکا و در راستای تثبیت موقعیت آن در کشور سوریه (2017-2020) داشته­اند. پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و در قالب مفروضات نظریه تصمیم‌گیری به تحلیل و بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال بحران سوریه در طول سال‌های2017 تا2020 میلادی خواهد پرداخت. یافته­های پژوهش حکایت از این دارد که سازمان سیا نقش مؤثری در حمایت و پشتیبانی از تصمیمات سیاست خارجی دونالد ترامپ در بحران سوریه داشته است.

سیاستِ غرب آسیا یا سیاست در غرب آسیا

سیاستِ غرب آسیا یا سیاست در غرب آسیا

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

علیرضا ابوطالبی

چکیده
آیا جوامع انسانی در همه جا به‌طور مشابهی رفتار می‌کنند و تحت تأثیر پیچیدگی‌های سیاسی قرار دارند؟ سیاست چیست و آیا مطالعه سیاست در همه جا، از جمله در منطقه غرب آسیا، یکسان است؟ از سوی دیگر، آیا سیاست‌های غرب آسیا تحت تأثیر هویت‌های مختلف شکل می‌گیرند که بازتاب‌دهنده واقعیت‌ها و تجربیات فرهنگی، قومی-مذهبی، زبانی، تاریخی و مدرن این منطقه هستند؟ مفروض بنیادین نوشتار پیش رو این است که؛ سیاست در غرب آسیا مشابه سیاست در سایر نقاط جهان است، زیرا سیاست شامل تصمیم‌گیری فردی و گروهی درباره منابع و توزیع آن‌ها برای بهبود منافع مادی، امنیت انسانی و زندگی سعادتمندانه و با فضیلت است. در عین حال، مطالعه ویژگی‌های منحصر به فرد این منطقه، به درک پارامترهای روابط انسانی در گفتمان‌ها، فرآیندها و نتایج سیاسی، از جمله توزیع منابع اقتصادی-اجتماعی و قدرت سیاسی در جوامع و نظام­های سیاسی کشورهای این منطقه کمک می‌کند.

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان‌بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان‌بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

علی حسینی، رضا التیامی نیا، سوسن قاسمی حیدری

چکیده مدرنیته با ویژگی‌های منحصر به فردش، پسامدرن با نگاه تعدیلی و دین با عملکرد رفتاری و گفتمان امری خود، سه فضای نظم وستفالیایی، پسامدرن و اسلامی‌اند که ذهن انسان را به خود مشغول کرده‌اند. هر یک تلاش می‌کند نظام فرهنگی و سیاسی خاصی را بر جهان انسانی تحمیل کند. مدرنیته با نوآوری‌ها و اندیشه‌های جدیدش لزوماً به طور کامل در تضاد با اسلام نیست، اما نیازمند رویکردی اسلامی است که بتواند مکانیسمی تولیدی و حیاتی برای تحقق نیازهای مسلمانان ایجاد کند و اندیشه‌های استوارتر و تحمل‌پذیرتری را آزاد سازد تا عمل و تفکر آزادانه در میان مسلمانان ارتقا یابد. این پژوهش در پی شناخت جهان مدرن و بن‌مایه‌های فلسفی آن و تأثیرش بر زندگی مسلمین و مردمان مشرق زمین است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد تاریخ معاصر کشورهای اسلامی در مواجهه با تمدن غربی، موجب واپس‌زدگی‌ها و چالش‌های فراوانی شده است. مشکلات نظری و ذهنی اندیشمندان و اختلال‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بنیادهای مدرنیته مانند انسان‌محوری، کمی‌نگری، هویت‌زدایی، پوچ‌گرایی، رفاه‌زدگی، دین‌گریزی، طبیعت‌ستیزی و غرب‌زدگی است. این تأثیرات در زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی فردی و جمعی مسلمانان مشهود است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع می‌پردازد تا بتواند راهکارهای متعادل و کارآمدی ارائه دهد.

تحلیل سیاست‌گذاری خارجی ایران در قبال مواضع کشورهای غربی در تحولات سوریه پسااسد

تحلیل سیاست‌گذاری خارجی ایران در قبال مواضع کشورهای غربی در تحولات سوریه پسااسد

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

محمد مهدنور

چکیده سیاست‌گذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، به‌ویژه در منطقه غرب آسیا، همواره متأثر از ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و ایدئولوژیک بوده است. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های این سیاست‌گذاری، تحولات سوریه و جایگاه آن در معادلات منطقه‌ای است. بحران سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت و نفوذ منطقه‌ای ایران به‌دنبال داشته و واکنش کشورهای غربی نیز بر پیچیدگی این شرایط افزوده است. این مقاله بر پایه نظریه «موازنه منافع» رندال شوئلر، به بررسی راهبردهای ایران در مواجهه با این تحولات می‌پردازد. یافته‌های پژوهش  نشان می‌دهد که ایران با بهره‌گیری از ابزارهایی نظیر موازنه‌سازی نرم، ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و حمایت از نیروهای نیابتی، دیپلماسی چندسطحی و چندجانبه‌گرایی، اقدامات محدود نظامی با هدف بازدارندگی، دیپلماسی رسانه‌ای و بازنمایی عقلانی در افکار عمومی جهانی، تلاش کرده است ضمن کاهش تهدیدات امنیتی ناشی از قدرت‌های غربی، جایگاه خود را در محور مقاومت و معادلات منطقه‌ای حفظ کند. رویکرد ایران بیش از آنکه متکی بر موازنه سخت‌افزاری و هزینه‌های نظامی مستقیم باشد، بر استفاده از ابزارهای کم‌هزینه و انعطاف‌پذیر متمرکز است. بدین‌ترتیب، سیاست‌گذاری خارجی ایران در قبال کشورهای غربی در روند تحولات سوریه، بر مبنای حفظ امنیت ملی و تثبیت نفوذ منطقه‌ای از طریق راهبردهای چندوجهی و کم‌هزینه بازتعریف شده است

بررسی تحولات سیاسی و نظامی محور مقاومت قبل و بعد از شهادت سردار سلیمانی

بررسی تحولات سیاسی و نظامی محور مقاومت قبل و بعد از شهادت سردار سلیمانی

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

علی آقایی میبدی، محسن شفیعی سیف آبادی، نجات محمدی فر

چکیده پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که «محور مقاومت در زمینه­های سیاسی و نظامی، قبل و بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی چه تحولاتی را تجربه کرده است؟» پس از ارزیابی متون سیاسی اجتماعی و منابع موجود در این زمینه، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در دوران ۲۲ ساله فرماندهی شهید سلیمانی در نیروی قدس، گروه‌های مقاومت در منطقه خاورمیانه رشد روزافزونی داشته­اند، به گونه­ای که امروز علاوه بر لبنان و فلسطین، در کشورهای سوریه، عراق و یمن نیز این گروه‌ها مستقر شده­اند. حتی انصارالله یمن در صنعا دولت تشکیل داد. در فلسطین نسل جدید مقاومت، عملیات مقاومتی خود را به درون اراضی اشغالی تسری داده‌ و در عراق کنونی، گروه‌های متعددی خواهان اخراج نظامیان آمریکایی از این کشور هستند، بنابراین مجموع این تحولات موجب تقویت و تعمیق «ژئوپلیتیک مقاومت» در منطقه شده است. نکته مهم دیگر که پس از شهادت سردار سلیمانی قابل فهم است، یکپارچگی و «شبکه‌ای» عمل کردن این گروه‌ها است. توضیح آنکه حزب‌الله لبنان در بحران سوریه و جنگ با تروریست‌ها نقش سازنده‌ای ایفا کرد، علاوه بر این، حزب‌الله در جنگ اخیر غزه در جبهه شمالی و یمنی‌ها نیز با حمله‌های موشکی به کشتی‌های رژیم صهیونسیتی، واکنش عملی در جهت دفاع از غزه انجام دادند. این واقعیت در مورد گروه‌های مقاومت عراق نیز صادق است. نکته مهم دیگر که قبل و بعد شهادت سردار سلیمانی قابل فهم است، «مردم‌پایه» بودن گروه‌های مقاومت است به عبارتی، یکی از منابع قدرت محور مقاومت تا به امروز، برخورداری از پشتوانه مردمی است. در واقع، سردار سلیمانی با ویژگی‌های مدیریتی و فرماندهی خود توانایی ویژه‌ای در شبکه‌سازی نیروهای محلی و بومی داشت.

ابر واژگان