دوره و شماره: دوره 2، شماره 1، بهار 1404 
تعداد مقالات: 6

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان‌بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

علی حسینی، رضا التیامی نیا، سوسن قاسمی حیدری

چکیده مدرنیته با ویژگی‌های منحصر به فردش، پسامدرن با نگاه تعدیلی و دین با عملکرد رفتاری و گفتمان امری خود، سه فضای نظم وستفالیایی، پسامدرن و اسلامی‌اند که ذهن انسان را به خود مشغول کرده‌اند. هر یک تلاش می‌کند نظام فرهنگی و سیاسی خاصی را بر جهان انسانی تحمیل کند. مدرنیته با نوآوری‌ها و اندیشه‌های جدیدش لزوماً به طور کامل در تضاد با اسلام نیست، اما نیازمند رویکردی اسلامی است که بتواند مکانیسمی تولیدی و حیاتی برای تحقق نیازهای مسلمانان ایجاد کند و اندیشه‌های استوارتر و تحمل‌پذیرتری را آزاد سازد تا عمل و تفکر آزادانه در میان مسلمانان ارتقا یابد. این پژوهش در پی شناخت جهان مدرن و بن‌مایه‌های فلسفی آن و تأثیرش بر زندگی مسلمین و مردمان مشرق زمین است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد تاریخ معاصر کشورهای اسلامی در مواجهه با تمدن غربی، موجب واپس‌زدگی‌ها و چالش‌های فراوانی شده است. مشکلات نظری و ذهنی اندیشمندان و اختلال‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بنیادهای مدرنیته مانند انسان‌محوری، کمی‌نگری، هویت‌زدایی، پوچ‌گرایی، رفاه‌زدگی، دین‌گریزی، طبیعت‌ستیزی و غرب‌زدگی است. این تأثیرات در زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی فردی و جمعی مسلمانان مشهود است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع می‌پردازد تا بتواند راهکارهای متعادل و کارآمدی ارائه دهد.

ابزارسازی منابع آب توسط دولت اسلامی عراق و شام (داعش)

دانیل کاوز سن خوزه

چکیده جنگ‌های درون کشوری شامل گروه‌های مسلح غیردولتی (NSAGs) به شکل رایجی از درگیری‌های خشونت‌آمیز بدل گردیده­اند. در این میان، چگونگی بهره­گیری از آب به مثابه «ابزاری» در درگیری‌ها، حوزه مهمی از پژوهش­ها   در حوزه سیاست و امنیت را به خود اختصاص داده است. در حالی که پژوهش­های پیشین به طور سنتی استفاده از آب توسط گروه‌های مسلح غیردولتی را به مثابه ابزاری نظامی در نظر می‌گرفتند، دولت اسلامی عراق و سوریه (داعش) به دلایل مختلفی که در پژوهش­های قبلی بررسی نشده بود، ابزاری سازی آب را در دستورکار خود قرار داد. این مقاله با تجزیه و تحلیل طیف وسیعی از ابزارهای خشونت‌آمیز و غیرخشونت‌آمیزی که داعش برای بهره­گیری ابزاری از آب در راستای اهداف دولت‌سازی و نظامی به کار می­گرفت، بر این خلاء نظری تمرکز و این مساله را به چرخه حکومت شورشیان پیوند می­زند. این مطالعه همراه با دو مطالعه موردی انجام می‌شود: حکمرانی آب و کنترل سدها بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸.  یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که داعش به سه روش از آب استفاده ابزاری کرده است. اولاً، داعش کنترل بر خدمات آب را انحصاری و نهادینه کرد تا به عنوان یک بازیگر شبه دولتی برای خود مشروعیت ایجاد کند، نماد این اقدام، کنترل آنها بر سدها بود. دوم، داعش از آب برای تعیین مرزهای سرزمینی و جمعیتی دولت «جایگزین» خود بهره گرفت، تأمین آب برای گروه‌های خاص را مدیریت کرد و سدها را برای جاری کردن سیل یا تغییر مسیر آب کنترل کرد. سوم، با افزایش تهدید کنترل سرزمینی آنها، داعش از طریق تاکتیک‌ «زمین سوخته» از آب استفاده ابزاری کرد و از سال ۲۰۱۶ به طور کامل مدیریت آب خود را کنار گذاشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که برای تجزیه و تحلیل بهتر رفتار و اولویت‌های پویا و متغیر آنها، درک ترکیبی جدیدی از نحوه تعامل گروه‌های مسلح غیردولتی با منابع آب (و سایر منابع و زیرساخت‌های ساخته شده) مورد نیاز است. روش پژوهش، تجزیه و تحلیل ادبیات ثانویه و تحلیل موضوعی برای شناسایی الگوهای استفاده ابزاری داعش از آب در ادبیات موجود است.

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

احمد کاظمی آرپناهی

چکیده قدرت گرفتــن دوبــارۀ طالبــان در افغانســتان بــا خــروج نیروهــای آمریکایــی به­دنبــال تصــرف کابــل، پایتخــت ایــن کشــور رخ داد و ســبب شــد جمهــوری اســلامی ایــران در مواجهــه بــا همســایه­های شــرقی­خود دچــار برخــی تناقض­هــا شــود. از ســویی، چــون ابعــاد تحــولات بــرای ایــران روشــن نیســت، بــه آنچــه می­گــذرد بــه دیــدۀ تهدیــد و تردیــد می­نگــرد و وجــود توطئــه در تمامــی تحــولات را دور از ذهــن نمی­دانــد. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی  پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده­ها کتابخانه­ای و اینترنتی است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که  اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به­ دو گروه با خاستگاه­های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین­کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.

امنیتی‌سازی تغییر اقلیم در سیاست بین‌الملل: روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی

علی امیدی، اسماء امامی

چکیده تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از  بزرگ‌ترین تهدیدهای زندگی بشر ارزیابی می­شود و این ظرفیت را دارد که سیاست بین‌المللی را به شکل بی‌سابقه‌ای تغییر دهد. این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه عوامل عینی باعث شده است که تغییر اقلیم به‌عنوان یک موضوع امنیتی در عرصه‌های سیاسی و توسط نهادها و سازمان‌های مختلف مورد توجه قرار بگیرد و چگونه بازنمایی‌های خاص تغییرات اقلیمی بر بحث‌ها، سیاست‌ها و عملکردهای سیاسی تأثیر گذاشته است. در پاسخ باید گفت که تغییر اقلیم با تغییر در شیوه معیشت مردم در مناطق مختلف جهان و تشدید فقر، پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته است. این عامل در کنار قدرت سازنده امنیتی‌سازی سبب شده است که تغییر اقلیم به‌عنوان یک موضوع امنیتی مورد توجه قرار بگیرد. همچنین با ورود تغییر اقلیم به عرصه سیاست و امنیتی‌شدن آن، سیاست بین‌الملل به سمت اتخاذ راه‌کارهایی برای کاهش دی‌اکسیدکربن در سطوح فردی و جمعی سوق یافته است. مباحث این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی، روند، دلایل و پیامدهای امنیتی شدن تغییر اقلیم را تحلیل می‌کند.

نسبت سنجی اقتصاد سیاسی دوره اصلاحات در ایران با ویژگی‌های «دولت توسعه‌گرای لفت­ ویچ»

سعید صافی اردهایی، احمد موثقی

چکیده پژوهش حاضر می‌کوشد به روشی تبیینی و با بهره­گیری از داده‌های بدست آمده به شیوه کتابخانه ­ای، به کشف مهمترین ویژگی­های اقتصاد سیاسی دوران اصلاحات در ایران (1384-1376) و نسبت سنجی آن با ویژگی‌های دولت توسعه‌گرا بر اساس متغیرهای دولت توسعه‌گرای لفت­ویچ بپردازد. وجود نخبگان توسعه‌گرا، قدرت بوروکراتیک و توانایی نهادی، استقلال دولت از طبقات اجتماعی، وجود جامعه ‌مدنی کنترل شده و بستر ‌بین‌المللی مناسب برای توسعه کشور پنج ویژگی دولت توسعه‌گرا لفت­ویچ است. چنین دولتی به انقلاب از بالا و تقدم توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی- فرهنگی معتقد است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهمترین ویژگی‌ها و گزاره‌های حاکم بر ‌دولت ‌اصلاحات و نخبگانش عبارت بودند از: توسعه سیاسی، پلورالیسم فرهنگی، گفتمان حقوق بشر و دموکراسی، آزادی اجتماعی، تنش زدایی در سیاست خارجی، رفرمیسم و مدرنیزاسیون در عرصه‌های گوناگون و تکیه بر طبقه متوسط مدرن. ‌دولت ‌اصلاحات قائل به تقدم و اولویت توسعه سیاسی- فرهنگی و اصلاحات از پایین به بالا بوده و این عکس روند دولت توسعه‌گراست.‌ دولت ‌اصلاحات در خصوص متغیر بستر ‌بین‌المللی و قدرت بوروکراتیک اندکی مشابه و در مورد متغیرهای استقلال دولت از همه طبقات و رابطه ویژه با طبقه سرمایه‌دار، جامعه‌ مدنی و نگاه نخبگان به توسعه، تفاوت­های جدی با دولت مدنظر لفت ­ویچ دارد.

تحلیل سیاست‌گذاری خارجی ایران در قبال مواضع کشورهای غربی در تحولات سوریه پسااسد

محمد مهدنور

چکیده سیاست‌گذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، به‌ویژه در منطقه غرب آسیا، همواره متأثر از ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و ایدئولوژیک بوده است. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های این سیاست‌گذاری، تحولات سوریه و جایگاه آن در معادلات منطقه‌ای است. بحران سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت و نفوذ منطقه‌ای ایران به‌دنبال داشته و واکنش کشورهای غربی نیز بر پیچیدگی این شرایط افزوده است. این مقاله بر پایه نظریه «موازنه منافع» رندال شوئلر، به بررسی راهبردهای ایران در مواجهه با این تحولات می‌پردازد. یافته‌های پژوهش  نشان می‌دهد که ایران با بهره‌گیری از ابزارهایی نظیر موازنه‌سازی نرم، ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و حمایت از نیروهای نیابتی، دیپلماسی چندسطحی و چندجانبه‌گرایی، اقدامات محدود نظامی با هدف بازدارندگی، دیپلماسی رسانه‌ای و بازنمایی عقلانی در افکار عمومی جهانی، تلاش کرده است ضمن کاهش تهدیدات امنیتی ناشی از قدرت‌های غربی، جایگاه خود را در محور مقاومت و معادلات منطقه‌ای حفظ کند. رویکرد ایران بیش از آنکه متکی بر موازنه سخت‌افزاری و هزینه‌های نظامی مستقیم باشد، بر استفاده از ابزارهای کم‌هزینه و انعطاف‌پذیر متمرکز است. بدین‌ترتیب، سیاست‌گذاری خارجی ایران در قبال کشورهای غربی در روند تحولات سوریه، بر مبنای حفظ امنیت ملی و تثبیت نفوذ منطقه‌ای از طریق راهبردهای چندوجهی و کم‌هزینه بازتعریف شده است