تعداد مقالات: 33
سیاستِ غرب آسیا یا سیاست در غرب آسیا

سیاستِ غرب آسیا یا سیاست در غرب آسیا

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

علیرضا ابوطالبی

چکیده
آیا جوامع انسانی در همه جا به‌طور مشابهی رفتار می‌کنند و تحت تأثیر پیچیدگی‌های سیاسی قرار دارند؟ سیاست چیست و آیا مطالعه سیاست در همه جا، از جمله در منطقه غرب آسیا، یکسان است؟ از سوی دیگر، آیا سیاست‌های غرب آسیا تحت تأثیر هویت‌های مختلف شکل می‌گیرند که بازتاب‌دهنده واقعیت‌ها و تجربیات فرهنگی، قومی-مذهبی، زبانی، تاریخی و مدرن این منطقه هستند؟ مفروض بنیادین نوشتار پیش رو این است که؛ سیاست در غرب آسیا مشابه سیاست در سایر نقاط جهان است، زیرا سیاست شامل تصمیم‌گیری فردی و گروهی درباره منابع و توزیع آن‌ها برای بهبود منافع مادی، امنیت انسانی و زندگی سعادتمندانه و با فضیلت است. در عین حال، مطالعه ویژگی‌های منحصر به فرد این منطقه، به درک پارامترهای روابط انسانی در گفتمان‌ها، فرآیندها و نتایج سیاسی، از جمله توزیع منابع اقتصادی-اجتماعی و قدرت سیاسی در جوامع و نظام­های سیاسی کشورهای این منطقه کمک می‌کند.

تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1403

Niloufar Shafie yangabadi

چکیده نیروهای شبه‌نظامی طالبان با تعدادی کمتر از هفتاد و پنج هزار نفر در مدت یازده روز بر ارتش سیصد‌هزار نفری افغانستان تسلط یافتند. مردم افغانستان در مقطع دیگری نیز یعنی سال‌های 1996-2001 تجربه حکومت این گروه افراطی اسلام‌گرا را داشته‌اند تا اینکه به‌دنبال واقعه یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت طالبان سقوط کرد و آمریکا درصدد دولت‌ملت‌سازی در این کشور برآمد. با گذشت بیش از بیست سال، دولت‌مردان آمریکا تصمیم به خروج نیروهای خود از افغانستان گرفتند. با آغاز خروج نیروهای آمریکایی شبه‌نظامیان طالبان در کوتاه‌ترین زمان موفق به تشکیل دومین امارت‌اسلامی در سال 2021 در این کشور گردیدند. پیروزی سریع طالبان سبب طرح سوالاتی گردید که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: یک، آیا این تحولات سناریو و پروژه‌ای طراحی‌شده از سوی آمریکا بوده‌است؟ دو، علت پیروزی سریع طالبان در افغانستان چه بود و حکومت آن‌ها در دوران جدید چه تفاوت ماهوی با حکومت آن‌ها در دوره قبل خواهد داشت؟ سه، سلطه مجدد طالبان در افغانستان چه پیامدهایی برای جمهوری‌اسلامی‌ایران می‌تواند داشته باشد؟ لذا هدف از نگارش این مقاله بیان علل ظهور مجدد طالبان در افغانستان و تشریح پیامدهای آن در منطقه به‌خصوص برای جمهوری‌اسلامی‌ایران به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای شامل کتب، روزنامه‌ها و منابع اینترنتی می‌باشد.

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

علی ابوطالبی

چکیده دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری­ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات­متحده به طور فزاینده­ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می­کند. در حالی که سیاست­های توسعه­طلبانه ایالات­متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می­شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست­ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره­گیری استراتژیک از تحریم­ها، اَشکال تازه­ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش­ با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته­های پژوهش نشان می­دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین­المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده  است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست­های اسرائیل، در کنار پی­گیری گسترده­تر سیاست یکجانبه­گرایی، ثبات جهانی و چشم­انداز نظم بین­المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می­کشد.

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان‌بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان‌بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

علی حسینی، رضا التیامی نیا، سوسن قاسمی حیدری

چکیده مدرنیته با ویژگی‌های منحصر به فردش، پسامدرن با نگاه تعدیلی و دین با عملکرد رفتاری و گفتمان امری خود، سه فضای نظم وستفالیایی، پسامدرن و اسلامی‌اند که ذهن انسان را به خود مشغول کرده‌اند. هر یک تلاش می‌کند نظام فرهنگی و سیاسی خاصی را بر جهان انسانی تحمیل کند. مدرنیته با نوآوری‌ها و اندیشه‌های جدیدش لزوماً به طور کامل در تضاد با اسلام نیست، اما نیازمند رویکردی اسلامی است که بتواند مکانیسمی تولیدی و حیاتی برای تحقق نیازهای مسلمانان ایجاد کند و اندیشه‌های استوارتر و تحمل‌پذیرتری را آزاد سازد تا عمل و تفکر آزادانه در میان مسلمانان ارتقا یابد. این پژوهش در پی شناخت جهان مدرن و بن‌مایه‌های فلسفی آن و تأثیرش بر زندگی مسلمین و مردمان مشرق زمین است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد تاریخ معاصر کشورهای اسلامی در مواجهه با تمدن غربی، موجب واپس‌زدگی‌ها و چالش‌های فراوانی شده است. مشکلات نظری و ذهنی اندیشمندان و اختلال‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بنیادهای مدرنیته مانند انسان‌محوری، کمی‌نگری، هویت‌زدایی، پوچ‌گرایی، رفاه‌زدگی، دین‌گریزی، طبیعت‌ستیزی و غرب‌زدگی است. این تأثیرات در زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی فردی و جمعی مسلمانان مشهود است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع می‌پردازد تا بتواند راهکارهای متعادل و کارآمدی ارائه دهد.

بررسی تطبیقی سیاستگذاری صنعتی دربرنامه های توسعه اول تا پنجم جمهوری اسلامی ایران

بررسی تطبیقی سیاستگذاری صنعتی دربرنامه های توسعه اول تا پنجم جمهوری اسلامی ایران

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

سعید صافی اردهایی، رجب ایزدی

چکیده  پژوهش حاضر می­کوشد با روشی تحلیلی و با بهره­گیری از داده های کمی و کیفی بدست آمده از کتابخانه که به روش تحلیل اسنادی تحلیل شده اند به مقایسه سیاست و استراتژی توسعه صنعتی در برنامه‌های توسعه اول تا پنجم جمهوری اسلامی ایران بپردازد. یافته های پژوهش نشان میدهد که در برنامه اول توسعه غلبه با سیاست صنعتی عمودی و حاکمیت استراتژی دولت توسعه گراست. در برنامه دوم استراتژی دولت حداقل و سیاست­های تجاری و در برنامه سوم غلبه سیاست های پولی و استراتژی دولت حداقل مشهود است. در برنامه چهارم توسعه نیز غلبه سیاست­های آمایشی و استراتژی حکمرانی خوب مشاهده می­شود و در نهایت در برنامه پنجم غلبه با سیاست­های صنعتی افقی و استراتژی حکمرانی خوب است. در بررسی کارنامه اجرایی برنامه‌های توسعه نیز برنامه اول توسعه با کسب میانگین سالانه 44.1 درصد برای شاخص سهم صنعت در رشد درآمد ملی و میانگین سالانه 14.5درصد سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی موفق­ترین برنامه در زمینه توسعه صنعتی بوده است.

استراتژی نظامی اسرائیل: قبل و بعد از 7 اکتبر 2023

استراتژی نظامی اسرائیل: قبل و بعد از 7 اکتبر 2023

دوره 2، شماره 3، پاییز 1404

علی باقری دولت آبادی، سعید پروزن

چکیده اسرائیل از زمان تاسیس تاکنون پیوسته خود را در معرض تهدید دیده و از این رو برای هر نبردی خودرا مهیا ساخته است. این رژیم در کارنامه نظامی خود شش جنگ بزرگ بااعراب، دو جنگ با ایران و جنگهای متعددی با گروههای شبه نظامی مثل ساف، جهاد اسلامی، حماس، حزب الله و انصاراالله را تجربه کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که استراتژی های نظامی اسرائیل قبل و بعد از 7 اکتبر 2023 چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که اسرائیل، استراتژی نظامی خود را تهاجمی­تر و بر جنگ پیش دستانه استوار ساخته است. برای پاسخ به سوال پژوهش از روش کتابخانه ای-اسنادی بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می­دهد که اسرائیل که در جنگهای خود از استراتژی هایی مثل جنگ پیشگیرانه، انتقال جنگ به خاک دشمن، هشدار اولیه، بازدارندگی، جنگهای کوتاه مدت، حمله غافلگیرانه استفاده می کرد؛ پس از جنگ 7 اکتبر2023(عملیات طوفان الاقصی) استراتژی نظامی خود را تغییر داده و به بازدارندگی سایبری، دکترین ضاحیه، جنگ پیش دستانه و استراتژی چمن زنی بیشتر توسل جسته است. ماهیت استراتژی جدید بر نابودی تدریجی گروههای شبه نظامی مخالف اسرائیل (با ترور فرماندهان و رهبران و از هم متلاشی کردن ساختار سازمانی و انضباط درونی) و از بین بردن زیرساخت­های شهری، مدنی و اقتصادی محل زندگی آنها (برای جلوگیری از رشد و تکثیر و جلوگیری از تداوم حیات آنها) استوار شده است

اقتصاد سیاسی جنگ و صلح در غرب آسیا

اقتصاد سیاسی جنگ و صلح در غرب آسیا

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

سید احمد موثقی گیلانی

چکیده از منظر اقتصاد  سیاسی،  جنگ و صلح در خاورمیانه با ایده­ها و منافع افراد و گروه­های دخیل پیوند و ارتباط دارد. حاکم بودن وضعیت جنگ و منازعۀ پایدار در این منطقه با اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان با حمایت دنیای غرب و تداوم توسعه­طلبی ارضی رژیم صهیونیستی همراه با سرکوب و کشتار و تحمیل جنگ بر فلسطینی­ها، در کنار تهاجم نظامی آمریکا به عراق و افغانستان، یک حس تهدید و تحقیر دائمی در دنیای عرب و اسلام ایجاد کرده و واکنش­های زیادی را برانگیخته است. این فضای جنگ و تنش و منازعه، برقراری صلح و ثبات و دموکراسی و توسعه  و حل مسائل مربوط به فقر و بیکاری و سرخوردگی و تحقیر در جوامع خاورمیانه را ناممکن ساخته و افراد و گروه­ها و بخش­هایی از این جوامع را به حاشیه رانده و علیه غرب  برانگیخته است. استدلال اصلی مقاله حاضر این است که مدرنیته و سرمایه­داری سازمان­یافته براساس عقل ابزاری و روابط بازاری در بستر زمینۀ تاریخی خصومت و دشمنی میان دنیای اسلام و غرب،  برای سلطه بر دیگریِ تاریخیِ خود یعنی مسلمانان و افزایش سود کمپانی­های اسلحه سازی و رشد و رونق اقتصادی در غرب، به جنگ دامن زده و مانع برقراری صلح  در منطقه می شوند. در طرف مقابل نیز، به حاشیه­رانده و تحقیر شده­ها و قربانیان به بنیادگرایی و سلفی­گری متوسل می­شوند و با رویکردی احساسی و افراطی به خشونت و رویارویی نظامی علیه غرب اقدام نموده و غرب ستیز می­شوند که برای آنها حاصلی جز تشدید فقر و عقب ماندگی ندارد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که؛ علت اصلی را باید در سیاست­ها و اقدامات توسعه طلبانۀ یک طرف جست و واکنش قربانیان تنها معلول این سیاست­ها است. با این حال، واکنش فلسطینی­ها و شیعیان لبنان، از جمله حماس و جهاد اسلامی و حزب­الله، فراتر از سلفی­گری و بنیاد­گرایی است و آنها به ناگزیر به خشونت و اسحله برای دفع تجاوز و اشغال و تهاجم دائمی صهیونیست­ها، که بر آنها تحمیل شده است، متوسل شده­اند. در کل، در دو سوی دنیای اسلام و غرب، افراد و گروه­هایی که نمایندۀ اکثریت جوامع خود هم نیستند، با ایده­ها و منافع خاصی، واقعی یا متصوره، طرفدار خشونت و جنگ هستند و مانع برقراری صلح، دموکراسی و توسعه در خاورمیانه می­شوند.

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی آمریکا در قبال سوریه (2020-2017)

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی آمریکا در قبال سوریه (2020-2017)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 آذر 1403

محمدرضا بیگیان، رحمت حاجی مینه

چکیده ببحران سوریه یکی از پر چالش­ترین رویدادهای امنیتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است و هر یک از بازیگران در صحنه بین‌المللی بر پایه منافع خود رویکردهای متفاوتی را در قبال تحولات این کشور اتخاذ نموده­اند. استراتژی آمریکا نیز به‌ عنوان یک ابرقدرت جهانی همواره تحت تأثیر سازمان‌های اطلاعاتی - امنیتی فعال در سوریه بوده است. لذا هدف اصلی پژوهش پیش رو، تبیین نقش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه بین سال­های 2017-2020  است. سؤال اصلی پژوهش این است که سازمان­ اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چه نقشی در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2017-2020) داشته‌ است؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرض مطرح ‌شده که سازمان­های اطلاعاتی آمریکا به ویژه سازمان سیا با فراهم کردن اطلاعات میدانی و کدهای راهبردی تأثیر به سزایی در روند تصمیم‌گیری‌های امنیتی و راهبردی آمریکا و در راستای تثبیت موقعیت آن در کشور سوریه (2017-2020) داشته­اند. پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و در قالب مفروضات نظریه تصمیم‌گیری به تحلیل و بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال بحران سوریه در طول سال‌های2017 تا2020 میلادی خواهد پرداخت. یافته­های پژوهش حکایت از این دارد که سازمان سیا نقش مؤثری در حمایت و پشتیبانی از تصمیمات سیاست خارجی دونالد ترامپ در بحران سوریه داشته است

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

علی باقری دولت آبادی، ایوب دامیار

چکیده جنگ غزه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و ۱۵ ماه به طول انجامید، با تخریب گسترده ساختمان‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس و کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش اسرائیل، واکنش‌ شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت. با این حال، در مقایسه با اعتراضات گسترده­ای که در غرب علیه اسرائیل صورت گرفت، میزان و شدت اعتراضات در کشورهای اسلامی محدود بود و هیچ نشانه‌ای از تحریک ناسیونالیسم عربی دیده نشد. مشاهده این وضعیت، این سوال را به ذهن متبادر می­سازد که چه عواملی باعث افول ناسیونالیسم عربی در خاورمیانه شده است؟ فرضیه پژوهش بیانگر این است که افول ناسیونالیسم عربی ناشی از کنش و واکنش پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بررسی این موضوع، از روش کیفی از نوع تبیینی و شیوه گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که ناسیونالیسم عربی در مراحل مختلف تاریخ، از جمله نهضت‌های اصلاح‌طلبی و جدایی‌خواهی، با چالش‌های متعددی مواجه بوده است. همچنین، مواضع کشورهای عربی و تحولات اخیر در جنگ غزه به کاهش احساس هویت ملی و وحدت عربی منجر شده است. این کشورها از موج جدید ناسیونالیسم که مبتنی بر اسلام‌گرایی است و تهدیدی علیه اقتدارگرایی در این کشورها محسوب می‌شود، واهمه دارند. به همین دلیل، تلاش می‌کنند مانع فعال‌سازی ناسیونالیسم عربی در منطقه شوند. علاوه بر این، رقابت‌های داخلی میان کشورهای عربی، وابستگی اقتصادی به غرب، و ناتوانی در ایجاد اتحادیه‌های مؤثر نیز از عوامل مهم افول ناسیونالیسم عربی به شمار می‌روند. در نتیجه، ناسیونالیسم عربی به جای آنکه به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کند، به تدریج جای خود را به گرایش‌های محلی و مذهبی داده است که در برخی موارد باعث تشدید اختلافات داخلی و تضعیف همبستگی عربی شده است.

ابزارسازی منابع آب توسط دولت اسلامی عراق و شام (داعش)

ابزارسازی منابع آب توسط دولت اسلامی عراق و شام (داعش)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

دانیل کاوز سن خوزه

چکیده جنگ‌های درون کشوری شامل گروه‌های مسلح غیردولتی (NSAGs) به شکل رایجی از درگیری‌های خشونت‌آمیز بدل گردیده­اند. در این میان، چگونگی بهره­گیری از آب به مثابه «ابزاری» در درگیری‌ها، حوزه مهمی از پژوهش­ها   در حوزه سیاست و امنیت را به خود اختصاص داده است. در حالی که پژوهش­های پیشین به طور سنتی استفاده از آب توسط گروه‌های مسلح غیردولتی را به مثابه ابزاری نظامی در نظر می‌گرفتند، دولت اسلامی عراق و سوریه (داعش) به دلایل مختلفی که در پژوهش­های قبلی بررسی نشده بود، ابزاری سازی آب را در دستورکار خود قرار داد. این مقاله با تجزیه و تحلیل طیف وسیعی از ابزارهای خشونت‌آمیز و غیرخشونت‌آمیزی که داعش برای بهره­گیری ابزاری از آب در راستای اهداف دولت‌سازی و نظامی به کار می­گرفت، بر این خلاء نظری تمرکز و این مساله را به چرخه حکومت شورشیان پیوند می­زند. این مطالعه همراه با دو مطالعه موردی انجام می‌شود: حکمرانی آب و کنترل سدها بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸.  یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که داعش به سه روش از آب استفاده ابزاری کرده است. اولاً، داعش کنترل بر خدمات آب را انحصاری و نهادینه کرد تا به عنوان یک بازیگر شبه دولتی برای خود مشروعیت ایجاد کند، نماد این اقدام، کنترل آنها بر سدها بود. دوم، داعش از آب برای تعیین مرزهای سرزمینی و جمعیتی دولت «جایگزین» خود بهره گرفت، تأمین آب برای گروه‌های خاص را مدیریت کرد و سدها را برای جاری کردن سیل یا تغییر مسیر آب کنترل کرد. سوم، با افزایش تهدید کنترل سرزمینی آنها، داعش از طریق تاکتیک‌ «زمین سوخته» از آب استفاده ابزاری کرد و از سال ۲۰۱۶ به طور کامل مدیریت آب خود را کنار گذاشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که برای تجزیه و تحلیل بهتر رفتار و اولویت‌های پویا و متغیر آنها، درک ترکیبی جدیدی از نحوه تعامل گروه‌های مسلح غیردولتی با منابع آب (و سایر منابع و زیرساخت‌های ساخته شده) مورد نیاز است. روش پژوهش، تجزیه و تحلیل ادبیات ثانویه و تحلیل موضوعی برای شناسایی الگوهای استفاده ابزاری داعش از آب در ادبیات موجود است.

مقاومت با شیوه ­ها و ابزارهای دیگر، رئال‌پلیتیک و چشم‌انداز ژئوپلیتیک پس از تحولات ۲۰۲۳

مقاومت با شیوه ­ها و ابزارهای دیگر، رئال‌پلیتیک و چشم‌انداز ژئوپلیتیک پس از تحولات ۲۰۲۳

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

علیرضا ابوطالبی

چکیده این مقاله به بررسی پویایی‌های در حال تحول سیاست قدرت در خاورمیانه پس از تحولات منطقه‌ای ۲۰۲۳-۲۰۲۵، از جمله فروپاشی رژیم اسد در سوریه، تضعیف شرکای متحد غیردولتی ایران در منطقه غرب آسیا و عادی‌سازی فزاینده رژیم اسرائیل در میان کشورهای عربی می‌پردازد. پژوهش از منظری واقع‌گرایانه، ساماندهی مجدد سیاست خارجی ایران، تجزیه استراتژیک جنبش فلسطین و آینده سیاست مقاومت در عصر تغییر اتحادها و تقلیل کنش­گرایی­ نیروهای نیابتی را در کانون بحث خود قرار می­دهد. این مقاله با این استدلال که مواضع ایدئولوژیک باید با واقعیت‌های ژئوپلیتیک سازگار شوند، مدل‌های نوظهور برای حل منازعات را ارزیابی می‌کند و نقش ایران را به عنوان یک بازیگر عمده ایدئولوژیک و استراتژیک در منطقه را مورد بازنگری قرار می‌دهد. یافته ­های پژوهش نشان می­دهد که «مقاومت پایدار» در چشم‌انداز پس از ۲۰۲۳، باید واقع‌گرایی را با حاکمیت مبتنی بر اصول (هنجاری) ترکیب و بدین ­­ترتیب از رویارویی آشکار فراتر رفته و به سمت دیپلماسی منطقه‌ای فراگیر حرکت کند.

<span lang=AR-SA>از حکمت الهی تا صلح جهانی: بازخوانی </span><span lang=FA>تفکر</span><span lang=AR-SA> صدرایی در نسبت انسان، طبیعت و قداست</span>

از حکمت الهی تا صلح جهانی: بازخوانی تفکر صدرایی در نسبت انسان، طبیعت و قداست

دوره 2، شماره 3، پاییز 1404

چکیده مسئله بحران‌های زیست­محیطی، خشونت‌های قومی و گسست معنویت از عرصه عمومی، ریشه در نگاه تقلیل‌گرایانه به نسبت انسان، طبیعت و قداست دارد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و با بازخوانی حکمت متعالیه صدرایی، در پی پاسخ­گویی به این پرسش اصلی است که ریشه بحران‌های زیست‌محیطی، خشونت‌های قومی و گسست معنویت از عرصه عمومی چگونه در نگاه تقلیل‌گرایانه به نسبت انسان، طبیعت و قداست قابل تبیین است و بر اساس حکمت متعالیه صدرایی چه الگویی برای گذار از حکمت الهی به صلح جهانی قابل استخراج است؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که در اندیشه ملاصدرا، انسان به عنوان خلیفه­اله نه­تنها برتر از طبیعت نیست، بلکه وجودی تشکیکی و پیوندی هستی‌شناختی با جهان طبیعی دارد. قداست، امری جدا از طبیعت تلقی نمی‌شود بلکه ساری در تمام مراتب تکوین است. بر این اساس، صلح جهانی بدون احیای «حکمت الهی» که در آن انسان، طبیعت و قداست در یک سلسله مراتب وجودی وحدت یافته‌اند، محقق نخواهد شد. این رویکرد می‌تواند جایگزین پارادایم‌های انسان‌محور یا طبیعت‌محور صرف شده و زمینه‌ساز اخلاق زیست‌بنیاد، عدالت هستی‌شناختی و صلحی پایدار مبتنی بر کرامت ذاتی همه موجودات گردد

تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

حسین مسعودنیا، نیلوفر شفیعی ینگابادی

چکیده         نیروهای شبه‌نظامی طالبان با تعدادی کمتر از هفتاد و پنج هزار نفر در مدت یازده روز بر ارتش سیصد­هزار نفری افغانستان تسلط یافتند. مردم افغانستان در مقطع دیگری نیز یعنی سال‌های 1996-2001 تجربه حکومت این گروه افراطی اسلام­گرا را داشته‌اند تا این­که به‌دنبال واقعه یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت طالبان سقوط کرد و آمریکا درصدد دولت­ملت‌سازی در این کشور برآمد. با گذشت بیش از بیست سال، دولت‌مردان آمریکا تصمیم به خروج نیروهای خود از افغانستان گرفتند. با آغاز خروج نیروهای آمریکایی شبه‌نظامیان طالبان در کوتاه‌ترین زمان موفق به تشکیل دومین امارت ­اسلامی در سال 2021 در این کشور گردیدند. پیروزی سریع طالبان سبب طرح پرسش­هایی گردیده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: 1) آیا این تحولات، سناریو و پروژه‌ای طراحی‌شده از سوی آمریکا بوده‌ است؟ 2) علت پیروزی سریع طالبان در افغانستان چه بود و حکومت آن‌ها در دوران جدید چه تفاوت ماهوی با حکومت­شان در دوره قبل خواهد داشت؟ 3) سلطه مجدد طالبان در افغانستان چه پیامدهایی برای جمهوری­اسلامی ایران می‌تواند داشته باشد؟ لذا هدف از نگارش این مقاله، بیان علل ظهور مجدد طالبان در افغانستان وتشریح پیامدهای آن در منطقه به‌ویژه برای جمهوری­اسلامی­ایران است. این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه‌ای، شامل کتب، روزنامه‌ها و منابع اینترنتی برای گردآوری و تحلیل داده­ها بهره گرفته است.

سهمیه‌های جنسیتی و تاثیر آن بر حضور زنان در مجالس قانونگذاری کشورهای عرب

سهمیه‌های جنسیتی و تاثیر آن بر حضور زنان در مجالس قانونگذاری کشورهای عرب

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

ابوذر رفیعی قهساره

چکیده در تمامی کشورهای جهان شاهد نابرابری میان زنان و مردان به لحاظ حضور در نهادهای انتخابی، همچون مجالس قانون­گذاری و شوراهای ملی و محلی، هستیم. به طور کلی، حضور زنان در انتخابات به عنوان کاندیدا و همچنین برگزیده شدنشان در سطح بسیار پایین­تری از مردان قرار دارد. یکی از راهکارهایی که جهت رفع این نابرابری در بسیاری از کشورهای دموکراتیک به اجرا درآمده در نظر گرفتن سهمیه­های خاص برای زنان در انتخابات بوده است. این سهمیه­ها در قالب­ چندین مدل متفاوت در کشورهای مختلف اجرا شده­اند. به طور کلی، سه مدل اجرای سهمیه­های جنسیتی عبارت­اند از 1. مدلِ در نظر گرفتن کرسی­های رزرو شده برای زنان در نهادهای انتخابی؛ 2. مدل سهمیه­های الزام­آور قانونی برای احزاب در معرفی کاندیداهای زن؛ و 3. مدل سهمیه­های داوطلبانه برای احزاب در معرفی کاندیداهای زن. در برخی کشورها این سهمیه­ها به هدف ارتقای جایگاه زنان در نهادهای انتخابی دست یافته­اند، اما در تعداد دیگری از کشورها اجرای این سهمیه­ها چندان موفق نبوده است. پرسش اصلی پژوهش این است که چه مدلی از سهمیه­های جنسیتی در کشورهای عربی وجود دارد و این سهمیه­ها چه تاثیری بر حضور زنان در مجالس قانونگذاری کشورهای عرب داشته است؟ پژوهش حاضر می­کوشد با تمرکز بر آن دسته از کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس که در آن­ها سازوکار سهمیه­های جنسیتی انتخاباتی وجود دارد، این سازوکار را به لحاظ قانونی و مدل اجرا در نهادهای انتخابی این کشورها بررسی نماید. این پژوهش همچنین به بررسی پیامدهای اجرای چنین سهمیه­های در این کشورها می­پردازد و میزان موفقیت عملی آن را ارزیابی خواهد کرد.

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

احمد کاظمی آرپناهی

چکیده قدرت گرفتــن دوبــارۀ طالبــان در افغانســتان بــا خــروج نیروهــای آمریکایــی به­دنبــال تصــرف کابــل، پایتخــت ایــن کشــور رخ داد و ســبب شــد جمهــوری اســلامی ایــران در مواجهــه بــا همســایه­های شــرقی­خود دچــار برخــی تناقض­هــا شــود. از ســویی، چــون ابعــاد تحــولات بــرای ایــران روشــن نیســت، بــه آنچــه می­گــذرد بــه دیــدۀ تهدیــد و تردیــد می­نگــرد و وجــود توطئــه در تمامــی تحــولات را دور از ذهــن نمی­دانــد. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی  پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده­ها کتابخانه­ای و اینترنتی است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که  اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به­ دو گروه با خاستگاه­های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین­کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.

گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در توانمندسازی زنان در غرب آسیا

گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در توانمندسازی زنان در غرب آسیا

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

حسین امام وردی، قربان جعفرزاده

چکیده حکمرانی به‌عنوان چارچوب بنیادین شکل‌دهنده سیاست‌گذاری عمومی، نقش کلیدی در تعیین مسیر توسعه، توزیع منابع و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان دارد. با این ملاحظه، پرسش اصلی مقاله این است که سبک‌های گوناگون حکمرانی چگونه با سیاست‌گذاری عمومی تعامل می‌کنند و چه تأثیری بر کیفیت حکمرانی و به‌ویژه بر توانمندسازی زنان دارند؟ فرضیه  مورد آزمون پژوهش این است که تحقق حکمرانی خوب مستلزم تلفیق ابعاد سیاست و سیاست‌گذاری، و تقویت شفافیت، مشارکت و پاسخگویی است و بدون این عناصر، توانمندسازی زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر تحقق نمی‌یابد. مقاله حاضر از منظر نظری، گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی را با تکیه بر سلسله‌مراتب، بازارها و شبکه‌ها ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که اصلاحات نهادی تنها زمانی پایدار خواهند بود که در چارچوب منازعه سیاسی، وابستگی به مسیر و شرایط نهادی خاص هر کشور تحلیل شوند. از منظر تجربی، با تمرکز بر کشورهای غرب آسیا -به‌ویژه ایران، ترکیه و عربستان سعودی - نشان می‌دهد که سیاست‌هایی مانند تمرکززدایی، دولت الکترونیک و ارتقای نمایندگی زنان، کیفیت حکمرانی را بهبود بخشیده اما همچنان چالش‌هایی در حوزه مشارکت سیاسی زنان و رفع تبعیض ساختاری باقی مانده است. یافته‌ها حاکی از آن است که حکمرانی خوب و توانمندسازی زنان دو مؤلفه به‌هم‌پیوسته‌اند که در صورت تقویت متقابل، زمینه‌ساز توسعه پایدار منطقه غرب آسیا خواهند بود. این مقاله از حیث روش‌شناسی، ترکیبی و از نظر هدف، رویکردی اکتشافی - تحلیلی دارد. همچنین، گردآوری و تحلیل داده‌ها بر پایه‌ منابع کتابخانه‌ای و اسنادی صورت گرفته است.

<span lang=AR-SA>سکوهای دیجیتال مشارکت شهروندی و تأثیر آن بر حکمرانی خوب شهری</span> <span lang=AR-SA>در </span><span lang=AR-SA>ایران؛ مطالعه موردی شهر اصفهان </span>

سکوهای دیجیتال مشارکت شهروندی و تأثیر آن بر حکمرانی خوب شهری در ایران؛ مطالعه موردی شهر اصفهان

دوره 2، شماره 3، پاییز 1404

رسول افضلی، سجاد صیدی

چکیده گسترش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی در دهههای اخیر، شیوههای نوینی از تعامل میان دولت و شهروندان را ممکن ساخته است. سکوهای دیجیتال مشارکت شهروندی، بهعنوان یکی از مهمترین مصادیق این دگرگونی، ظرفیتهای بالقوهای برای تقویت حکمرانی خوب شهری فراهم آوردهاند. این مقاله با هدف بررسی نظری و تحلیلی نقش این سکوها در ارتقای حکمرانی خوب شهری، با رویکرد مروری -تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر علمی تدوین شده است. یافتههای پژوهش با تاکید بر حکمرانی شهری اصفهان نشان میدهد که سکوهای دیجیتال مشارکتی، از طریق افزایش شفافیت، تقویت پاسخگویی، گسترش مشارکت شهروندی، بهبود کیفیت تصمیمگیری و تسهیل تعامل چندوجهی میان ذینفعان شهری، میتوانند بهطور معناداری بر بهبود حکمرانی شهری تأثیر بگذارند. در عین حال، چالشهایی همچون شکاف دیجیتال، کمبود زیرساخت، موانع قانونی و اعتماد پایین شهروندان به نهادهای مدیریتی، از موانع جدی اثربخشی این سکوها به شمار میروند. در پایان، الگویی مفهومی یکپارچه برای پیادهسازی سکوهای دیجیتال مشارکتی متناسب با شرایط شهرهای ایران ارائه شده است.

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2020-2017

نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2020-2017

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

رحمت حاجی مینه، محمدرضا بیگیان

چکیده بحران سوریه یکی از پر چالش ­ترین رویدادهای امنیتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است و هر یک از بازیگران در صحنه بین‌المللی بر پایه منافع خود رویکردهای متفاوتی را در قبال تحولات این کشور اتخاذ نموده­اند. استراتژی آمریکا نیز به‌ عنوان یک ابرقدرت جهانی همواره تحت تأثیر سازمان‌های اطلاعاتی - امنیتی فعال در سوریه بوده است. لذا هدف اصلی پژوهش پیش رو، تبیین نقش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه بین سال­های 2017-2020  است. سؤال اصلی پژوهش این است که سازمان­ اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چه نقشی در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2017-2020) داشته‌ است؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرض مطرح ‌شده که سازمان­های اطلاعاتی آمریکا به ویژه سازمان سیا با فراهم کردن اطلاعات میدانی و کدهای راهبردی تأثیر به سزایی در روند تصمیم‌گیری‌های امنیتی و راهبردی آمریکا و در راستای تثبیت موقعیت آن در کشور سوریه (2017-2020) داشته­اند. پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و در قالب مفروضات نظریه تصمیم‌گیری به تحلیل و بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال بحران سوریه در طول سال‌های2017 تا2020 میلادی خواهد پرداخت. یافته­های پژوهش حکایت از این دارد که سازمان سیا نقش مؤثری در حمایت و پشتیبانی از تصمیمات سیاست خارجی دونالد ترامپ در بحران سوریه داشته است.

بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین‌الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی

بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین‌الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

شهروز ابراهیمی، سید محمد جواد هاشمی

چکیده    بخش عمده­ای از نظریه‌های روابط بین‌الملل نقشی برای دین قائل نیستند. نظریه­پردازان روابط بین­الملل، معاهده وستفالیا را مبتنی بر نگرش سکولار می‌دانند که باعث توقف دخالت دین در سیاست شد و کشورهای مستقل در چنان شرایطی شکل گرفتند. اما با ارائه نظریه «جامعه بین‌الملل» مکتب انگلیسی توسط «مارتین وایت» توجه به نقش دین در روابط بین‌الملل پُر رنگ­تر شد و نظریه‌پردازان تحت عنوان «هنجارگرایی» به آن پرداختند. با توجه به بنیان­های معرفتی و هستی شناختی این نظریه، پرسشی که مطرح می­گردد این است که اگر دین به مثابه یک هنجار مورد پذیرش مکتب انگلیسی قرار گرفته باشد، چه «کارکردی» در شکل­گیری جامعه بین­الملل غرب آسیا دارد؟ فرضیه‏ مورد آزمون این نوشتار، این است که از منظر مکتب انگلیسی دین به عنوان یک هنجار در شکل‏گیری جامعه بین­الملل تاثیر­گذار است، اما نقش آن در جوامع اعم از این­که تا چه ندازه مردم­سالاری دینی باشند یا نباشند متفاوت است. یافته های پژوهش از منظر همبستگی‏گرایی مکتب انگلیسی نشان می‏دهد که در غرب آسیا، از آنجاکه اغلب دولت­ها از مشروعیت پایینی برخوردارند یا بعضا فاقد مشروعیت هستند، جامعه مدنی ضعیف است و برخی تفاسیر قطبی از دین و چگونگی نقش آن در سیاست و همین طور شکاف تفاسیر و کارکرد دینی بین نظام­های سیاسی، موجب شده است شکل‏گیری جامعه بین­الملل در این منطقه، با چالش‏های گوناگونی روبرو گردد.

امنیتی‌سازی تغییر اقلیم در سیاست بین‌الملل: روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی

امنیتی‌سازی تغییر اقلیم در سیاست بین‌الملل: روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

علی امیدی، اسماء امامی

چکیده تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از  بزرگ‌ترین تهدیدهای زندگی بشر ارزیابی می­شود و این ظرفیت را دارد که سیاست بین‌المللی را به شکل بی‌سابقه‌ای تغییر دهد. این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه عوامل عینی باعث شده است که تغییر اقلیم به‌عنوان یک موضوع امنیتی در عرصه‌های سیاسی و توسط نهادها و سازمان‌های مختلف مورد توجه قرار بگیرد و چگونه بازنمایی‌های خاص تغییرات اقلیمی بر بحث‌ها، سیاست‌ها و عملکردهای سیاسی تأثیر گذاشته است. در پاسخ باید گفت که تغییر اقلیم با تغییر در شیوه معیشت مردم در مناطق مختلف جهان و تشدید فقر، پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته است. این عامل در کنار قدرت سازنده امنیتی‌سازی سبب شده است که تغییر اقلیم به‌عنوان یک موضوع امنیتی مورد توجه قرار بگیرد. همچنین با ورود تغییر اقلیم به عرصه سیاست و امنیتی‌شدن آن، سیاست بین‌الملل به سمت اتخاذ راه‌کارهایی برای کاهش دی‌اکسیدکربن در سطوح فردی و جمعی سوق یافته است. مباحث این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی، روند، دلایل و پیامدهای امنیتی شدن تغییر اقلیم را تحلیل می‌کند.

نقض قاعده آمره حق تعیین سرنوشت مردم غزه و انتساب مسئولیت بین‌المللی به رژیم اسرائیل پس از 7 اکتبر 2023

نقض قاعده آمره حق تعیین سرنوشت مردم غزه و انتساب مسئولیت بین‌المللی به رژیم اسرائیل پس از 7 اکتبر 2023

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

رضا دهبانی پور، هدی دهبانی پور

چکیده بر پایه آموزه­های حقوق بین‌الملل، مردم از حق تعیین سرنوشت برخوردارند که بر اساس آن می‌توانند آزادانه وضعیت سیاسی و همچنین توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را تعیین و پی­گیری نمایند. رژیم اسرائیل در جنگ علیه غزه که از 7 اکتبر 2023 آغاز و گسترش یافت، مرتکب نقض گسترده و سیستماتیک قواعد اساسی حقوق بشر شده است که برخی از آنها از جمله حق تعیین سرنوشت مردم، از قواعد آمره محسوب می‌شوند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی (توصیفی- تحلیلی) و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، فضای مجازی و اسناد و رویه‌های قضایی معتبر بین‌المللی، در پی تبیین حق تعیین سرنوشت و ابعاد آن و شناسایی مصادیق نقض حق تعیین سرنوشت مردم غزه توسط رژیم اسرائیل پس از 7 اکتبر 2023 است. پرسش اصلی پژوهش این است که: «چگونه می‌توان به دلیل نقض قاعده آمره حق تعیین سرنوشت مردم غزه، مسئولیت بین‌المللی را به اسرائیل نسبت داد؟» یافته‌ها نشان می‌دهد که با توجه به موارد گسترده نقض حقوق بشر و بر اساس مفاد کنوانسیون‌ها و سازوکارهای بین‌المللی،  مسئولیت بین‌المللی را به دلیل ارتکاب جنایات بین‌المللی حقوق بشری می­توان  به رژیم اسرائیل نسبت داد.

آنالیز ساختاری شاخص شکنندگی دولت ترکیه با استفاده از رویکرد میک مک ( 2006 – 2024)

آنالیز ساختاری شاخص شکنندگی دولت ترکیه با استفاده از رویکرد میک مک ( 2006 – 2024)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1404

سارا فرحمند

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر بررسی تحول عملکرد دولت ترکیه در بازه زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۴، با بهره‌گیری از چارچوب نظری دولت‌های شکننده و روش تحلیل ساختاری، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چگونه می توان وضعیت کنونی و پیش روی دولت ترکیه را بر پایه شاخص های شکنندگی دولت تبیین نمود؟ داده‌های مورد نیاز پژوهش، از موسسه صندوق صلح که «شاخص شکنندگی دولت‌ها» را رصد و منتتشر می کند گردآوری شده است. برای ارزیابی روابط میان متغیرها، از روش « MICMAC» و نرم‌افزار تخصصی نسخه ۶.۱.۲ بهره گرفته شده است. همچنین، ارزش‌گذاری ماتریس‌های تحلیل ساختاری با استناد به نظر و اجماع پنل خبرگان حوزه ترکیه‌شناسی و متخصصان مرتبط انجام گرفته تا قضاوت‌های کارشناسی مبنای تحلیل قرار گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سه متغیر کلیدی؛ «واگرایی نخبگان»، «مداخله خارجی» و «حقوق بشر» از جمله پیشران‌های اصلی این فرایند هستند و از طریق تأثیرگذاری بر پنج متغیر حیاتی؛ «مشروعیت دولت»، «دستگاه امنیتی»، «خدمات عمومی»، «اقتصاد نامتوازن» و «فقر و زوال اقتصادی»، مجموعه‌ای از روابط علی ‌ومعلولی را شکل می‌دهند که برآیند این روابط، ایجاد بازخوردهای تقویت‌کننده و مخربی است که به تضعیف ظرفیت‌های حکمرانی و تشدید آسیب‌پذیری‌های ساختاری در ترکیه منجر شده و در نهایت، پیامدهایی همچون فرار مغزها، تورم ساختاری، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف جایگاه بین‌المللی کشور را به همراه داشته است. بنابراین نتیجه این روند نشان ازحرکت ترکیه به سوی شکنندگی دولت دارد.

دولتهای ناکام و ریشه های خشونت در سومالی،افغانستان و میانمار

دولتهای ناکام و ریشه های خشونت در سومالی،افغانستان و میانمار

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

رضا التیامی نیا

چکیده آسیای غربی و آفریقا در طی بیش از چند دهه گذشته گرفتار درگیری های پایدار بوده است. این منطقه میزبان خونین ترین و طولانی ترین جنگ ها در جهان از جمله درگیری اسرائیل و فلسطین، دو جنگ عراق (1991 و 2003)، جنگ داخلی در یمن (1994)، درگیری در لبنان (2007).درگیریهای داخلی و منطقه ای در افغانستان،جدایی هند و پاکستان ، جنگهای داخلی و گسترده در سودان و سومالی ،بحران سوریه و یکی از مرگبارترین درگیری های بین المللی یعنی جنگ عراق و ایران بوده است.پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب بروز بی ثباتی، ناامنی و جنگ داخلی در سه کشور افغانستان،سومالی و میانمار از نظر شاخص های دولت شکننده شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد از آنجا که دولتهای بی ثبات و شکننده سومالی، افغانستان و میانمار قادر به حفظ انسجام سیاسی و اجتماعی، برآورده کردن مطالبات اقتصادی و حقوق مدنی مردم و نیز ایجاد امنیت فراگیر به دلیل شیوه حکمرانی مبتنی بر قبیله گرایی، دیکتاتوری، تبعیض، تعصب و افراط گرایی مذهبی و قومی نشدند به جنگ داخلی،شکاف دولت ملت و چند پارگی جامعه منتهی شد. روش مورد استفاده در این پژوهش،روش اسنادی است

نسبت سنجی اقتصاد سیاسی دوره اصلاحات در ایران با ویژگی‌های «دولت توسعه‌گرای لفت­ ویچ»

نسبت سنجی اقتصاد سیاسی دوره اصلاحات در ایران با ویژگی‌های «دولت توسعه‌گرای لفت­ ویچ»

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

سعید صافی اردهایی، احمد موثقی

چکیده پژوهش حاضر می‌کوشد به روشی تبیینی و با بهره­گیری از داده‌های بدست آمده به شیوه کتابخانه ­ای، به کشف مهمترین ویژگی­های اقتصاد سیاسی دوران اصلاحات در ایران (1384-1376) و نسبت سنجی آن با ویژگی‌های دولت توسعه‌گرا بر اساس متغیرهای دولت توسعه‌گرای لفت­ویچ بپردازد. وجود نخبگان توسعه‌گرا، قدرت بوروکراتیک و توانایی نهادی، استقلال دولت از طبقات اجتماعی، وجود جامعه ‌مدنی کنترل شده و بستر ‌بین‌المللی مناسب برای توسعه کشور پنج ویژگی دولت توسعه‌گرا لفت­ویچ است. چنین دولتی به انقلاب از بالا و تقدم توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی- فرهنگی معتقد است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهمترین ویژگی‌ها و گزاره‌های حاکم بر ‌دولت ‌اصلاحات و نخبگانش عبارت بودند از: توسعه سیاسی، پلورالیسم فرهنگی، گفتمان حقوق بشر و دموکراسی، آزادی اجتماعی، تنش زدایی در سیاست خارجی، رفرمیسم و مدرنیزاسیون در عرصه‌های گوناگون و تکیه بر طبقه متوسط مدرن. ‌دولت ‌اصلاحات قائل به تقدم و اولویت توسعه سیاسی- فرهنگی و اصلاحات از پایین به بالا بوده و این عکس روند دولت توسعه‌گراست.‌ دولت ‌اصلاحات در خصوص متغیر بستر ‌بین‌المللی و قدرت بوروکراتیک اندکی مشابه و در مورد متغیرهای استقلال دولت از همه طبقات و رابطه ویژه با طبقه سرمایه‌دار، جامعه‌ مدنی و نگاه نخبگان به توسعه، تفاوت­های جدی با دولت مدنظر لفت ­ویچ دارد.

احزاب سیاسی و نظام حزبی در عراق پس از صدام

احزاب سیاسی و نظام حزبی در عراق پس از صدام

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

ابوذر رفیعی قهساره، ولید حسین محمد، جمشید خلقی

چکیده


عراق پس از سال 2003 و سقوط رژیم صدام، گذار خود به دموکراسی را آغاز کرد. در این دوره، احزاب سیاسی نقش اصلی را در گذار این کشور به دموکراسی داشته­اند. پس از سقوط صدام احزاب بسیاری در عرصه سیاسی عراق شکل گرفتند. با این حال، احزاب سیاسی اصلی و تاثیرگذار این کشور را می­توان به سه دسته احزاب اسلامی، احزاب سکولار و احزاب قومیتی و ملی­گرا تقسیم نمود. بررسی احزاب سیاسی و ساختار نظام حزبی عراق پس از سقوط صدام می­تواند به شناخت نقاط قوت و ضعف دموکراسی در عراق و مسیری که این کشور تا به امروز طی کرده و همچنین مسیر آینده آن، کمک کند. پژوهش حاضر تلاش می­کند ضمن پرداختن به تاریخ فعالیت احزاب سیاسی در دوره قبل از سقوط صدام، نقش و جایگاه احزاب سیاسی مختلف در دوره پس از سقوط صدام را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. در این پژوهش همچنین چالش­های پیش روی احزاب سیاسی عراق تحلیل شده است. سوال پژوهش حاضر این است که در عراق پساصدام احزاب سیاسی و نظام حزبی چه وضعیتی داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که احزاب سیاسی در عراق پس از صدام متاثر از شکاف­ها و تضادهای اجتماعی جامعه عراق ظهورکرده و ستون اصلی دموکراسی در عراق بوده­اند. با این حال احزاب سیاسی و نظام حزبی عراق با چالش­های جدی مواجه بوده­اند و در صورت برطرف نشدن این چالش­ها، دموکراسی در عراق نمی­تواند به مرحلۀ تثبیت برسد. روش پژوهش کیفی، روش تحلیل توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده­ها، کتابخانه­ای و منابع فضای مجازی است.