بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بینالملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1403
شهروز ابراهیمی، سید محمد جواد هاشمی
چکیده بخش عمدهای از نظریههای روابط بینالملل نقشی برای دین قائل نیستند. نظریهپردازان روابط بینالملل، معاهده وستفالیا را مبتنی بر نگرش سکولار میدانند که باعث توقف دخالت دین در سیاست شد و کشورهای مستقل در چنان شرایطی شکل گرفتند. اما با ارائه نظریه «جامعه بینالملل» مکتب انگلیسی توسط «مارتین وایت» توجه به نقش دین در روابط بینالملل پُر رنگتر شد و نظریهپردازان تحت عنوان «هنجارگرایی» به آن پرداختند. با توجه به بنیانهای معرفتی و هستی شناختی این نظریه، پرسشی که مطرح میگردد این است که اگر دین به مثابه یک هنجار مورد پذیرش مکتب انگلیسی قرار گرفته باشد، چه «کارکردی» در شکلگیری جامعه بینالملل غرب آسیا دارد؟ فرضیه مورد آزمون این نوشتار، این است که از منظر مکتب انگلیسی دین به عنوان یک هنجار در شکلگیری جامعه بینالملل تاثیرگذار است، اما نقش آن در جوامع اعم از اینکه تا چه ندازه مردمسالاری دینی باشند یا نباشند متفاوت است. یافته های پژوهش از منظر همبستگیگرایی مکتب انگلیسی نشان میدهد که در غرب آسیا، از آنجاکه اغلب دولتها از مشروعیت پایینی برخوردارند یا بعضا فاقد مشروعیت هستند، جامعه مدنی ضعیف است و برخی تفاسیر قطبی از دین و چگونگی نقش آن در سیاست و همین طور شکاف تفاسیر و کارکرد دینی بین نظامهای سیاسی، موجب شده است شکلگیری جامعه بینالملل در این منطقه، با چالشهای گوناگونی روبرو گردد.

