کلیدواژه‌ها = ایران
تعداد مقالات: 3
بررسی تاثیر جمعیت و نیروی انسانی بر قدرت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

بررسی تاثیر جمعیت و نیروی انسانی بر قدرت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

رضا التیامی نیا، رضا داور

چکیده جمعیت و رضایتمندی خانوادهها از مولفههای اساسی قدرت ملی و مقوم امنیت ملی هر کشور است. روند توسعه، جهت گیری و میزان آن، تابعی از کم و کیف جمعیت است. هدف پژوهش حاضر تحلیل این مسئله است که کاهش رشد جمعیت کشور و پیری ساختار سنی جمعیت ایران چه تاثیری بر امنیت ملی کشور دارد. چارچوب نظری مورد استفاده پژوهش، تلفیقی از نظریه قدرت ملی هانس جس. مورگنتا، امنیت هستی بخش بوزان و گذار جمعیتی فرانک نوتستین است. در این پژوهش، تحولات جمعیتی به عنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفته شده است و اثرات این پدیده در سه زمینه قدرت سخت یعنی اقتصاد و بنیه دفاعی کشور، قدرت نرم (هویت و انسجام ملی) و سرمایه انسانی و تاثیر آنها بر امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته اند. فرضیه پژوهش حاضر این است که کیفیت و الگوی زندگی نوع بشر نیز به دلیل نوگرایی سرشت انسان، دائما در حال تغییر و تحول است. جمعیت با توجه به ویژگیها و صفات ملی، در ارزیابی قدرت و امنیت کشور عامل موثری است و اثر بخشی سیاسی آن را میتوان در حوزه سیاست نیز بررسی کرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد کاهش رشد جمعیت ایران به تضعیف رشد اقتصادی، کاهش ظرفیت دفاعی کشور، کاهش تولید فناوری، بهره وری و تضعیف انسجام و امنیت ملی کشور منجر می شود. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، استفاده از منابع کتابخانهای و بررسی اسنادی است.

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404

احمد کاظمی آرپناهی

چکیده قدرت گرفتــن دوبــارۀ طالبــان در افغانســتان بــا خــروج نیروهــای آمریکایــی به­دنبــال تصــرف کابــل، پایتخــت ایــن کشــور رخ داد و ســبب شــد جمهــوری اســلامی ایــران در مواجهــه بــا همســایه­های شــرقی­خود دچــار برخــی تناقض­هــا شــود. از ســویی، چــون ابعــاد تحــولات بــرای ایــران روشــن نیســت، بــه آنچــه می­گــذرد بــه دیــدۀ تهدیــد و تردیــد می­نگــرد و وجــود توطئــه در تمامــی تحــولات را دور از ذهــن نمی­دانــد. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی  پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده­ها کتابخانه­ای و اینترنتی است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که  اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به­ دو گروه با خاستگاه­های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین­کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.

استراتژی جمهوری اسلامی ایران در دریای سرخ: اهداف و تاکتیک‌ها

استراتژی جمهوری اسلامی ایران در دریای سرخ: اهداف و تاکتیک‌ها

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

سعید شکوهی، مسعود حیدری نکو

چکیده منطقه دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر عبور بخش عمده‌ای از تجارت جهانی انرژی و کالا، از مهم‌ترین گذرگاه‌های استراتژیک جهان به شمار می‌آید. پس از سال ۲۰۱۱ و تشدید بحران یمن، این منطقه به صحنه رقابت شدید جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تبدیل شد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: استراتژی ایران در دریای سرخ چه اهدافی را دنبال می‌کند و تا چه اندازه توانسته است امنیت ملی ایران را در برابر تهدیدات ژئوپلیتیک تضمین کند. فرضیه مقاله این است که سیاست خارجی ایران در این منطقه عمدتاً با هدف پیشگیری از گسترش تهدیدات خارجی، افزایش عمق استراتژیک، و ایجاد بازدارندگی در برابر ائتلاف‌های متخاصم مانند عربستان سعودی، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی شکل گرفته است و نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی در مقابل رقبا و دشمنان داشته است. چارچوب نظری پژوهش، رئالیسم تدافعی است که بر اولویت امنیت بر توسعه‌طلبی تأکید دارد و موازنه تهدید را به‌عنوان راهبرد اصلی دولت‌ها در نظم آنارشیک بین‌المللی معرفی می‌کند. روش تحقیق کیفی– توصیفی است و روش و ابزار اجرای پژوهش بهره­گیری از محتوای اسنادی شامل تحلیل بیانیه‌ها و اسناد رسمی جمهوری اسلامی ایران، گزارش‌های بین‌المللی و مطالعات دانشگاهی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که سیاست ایران در دریای سرخ، همسو با منطق رئالیسم تدافعی، از طریق ائتلاف‌سازی با بازیگران نیابتی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های نامتقارن دریایی، موفق به ایجاد بازدارندگی در برابر ائتلاف عربی– آمریکایی و حفظ منافع راهبردی خود شده است. این الگو توانسته بازدارندگی و توازن نسبی را در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان و در راستای امنیت ملی ایران برقرار کند