کلیدواژه‌ها = غرب آسیا
تعداد مقالات: 7
<span lang=AR-SA>کنفرانس 1921 قاهره و </span> <span lang=AR-SA>بازتعریف </span><span lang=FA>بستر</span><span lang=AR-SA> ژئوپلیتیکی ایران در نظم جدید غرب آسیا </span>

کنفرانس 1921 قاهره و بازتعریف بستر ژئوپلیتیکی ایران در نظم جدید غرب آسیا

دوره 2، شماره 4، زمستان 1404

محمد صاحبی

چکیده کنفرانس 1921 قاهره یکی از نقاط عطف در بازآرایی سیاست منطقه ای بریتانیا پس از جنگ جهانی اول در غرب آسیا بود. نظم منطقه‌ای در غرب آسیا پس از جنگ جهانی اول، نقطه آغاز تحولاتی بود که جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را نیز در محیط پیرامونی‌اش تحت تأثیر قرار داد. تصمیم بریتانیا با هدف صورت‌بندی مجدد سیاست منطقه‌ای و پیوند آن با راهبرد کلان این کشور برای مدیریت کم‌هزینه‌تر نظم نوظهور در منطقه، نقش غیر قابل انکاری در بازتعریف ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب آسیا داشته است. این مقاله به تحلیلِ فرایندِ مهندسیِ قدرت توسط بریتانیا در محیط ژئوپلیتیک ایران پرداخته و تلاش می‌کند منطقِ حکمرانیِ غیرمستقیم را در سده اخیر تبیین کند. هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که چگونه تصمیمات و جهت‌گیری‌های تثبیت‌شده در آن مقطع، در چارچوب راهبرد کلان بریتانیا در غرب آسیا، به بازتعریف جایگاه ژئوپلیتیکی ایران انجامید. این مطالعه با روش تحلیلی و با اتکا به منابع آرشیوی انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در این دوره، بریتانیا در راستای کاهش هزینه‌های امپراتوری و تثبیت نفوذ خود، گذار از حکمرانی مستقیم به حکمرانی غیرمستقیم، ایجاد واحدهای سیاسی همسو و اتکا به نیروی هوایی به‌عنوان ابزار کنترل و اعمال قدرت را در دستور کار قرار داد. این تحولات، علاوه بر ایجاد ساختارهای جدید سیاسی در منطقه، موازنه‌های امنیتی پیرامون ایران را دگرگون نموده و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران را در راهبرد منطقه‌ای بریتانیا بازتنظیم نمود.

استراتژی نظامی اسرائیل: قبل و بعد از 7 اکتبر 2023

استراتژی نظامی اسرائیل: قبل و بعد از 7 اکتبر 2023

دوره 2، شماره 3، پاییز 1404

علی باقری دولت آبادی، سعید پروزن

چکیده اسرائیل از زمان تاسیس تاکنون پیوسته خود را در معرض تهدید دیده و از این رو برای هر نبردی خودرا مهیا ساخته است. این رژیم در کارنامه نظامی خود شش جنگ بزرگ بااعراب، دو جنگ با ایران و جنگهای متعددی با گروههای شبه نظامی مثل ساف، جهاد اسلامی، حماس، حزب الله و انصاراالله را تجربه کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که استراتژی های نظامی اسرائیل قبل و بعد از 7 اکتبر 2023 چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که اسرائیل، استراتژی نظامی خود را تهاجمی­تر و بر جنگ پیش دستانه استوار ساخته است. برای پاسخ به سوال پژوهش از روش کتابخانه ای-اسنادی بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می­دهد که اسرائیل که در جنگهای خود از استراتژی هایی مثل جنگ پیشگیرانه، انتقال جنگ به خاک دشمن، هشدار اولیه، بازدارندگی، جنگهای کوتاه مدت، حمله غافلگیرانه استفاده می کرد؛ پس از جنگ 7 اکتبر2023(عملیات طوفان الاقصی) استراتژی نظامی خود را تغییر داده و به بازدارندگی سایبری، دکترین ضاحیه، جنگ پیش دستانه و استراتژی چمن زنی بیشتر توسل جسته است. ماهیت استراتژی جدید بر نابودی تدریجی گروههای شبه نظامی مخالف اسرائیل (با ترور فرماندهان و رهبران و از هم متلاشی کردن ساختار سازمانی و انضباط درونی) و از بین بردن زیرساخت­های شهری، مدنی و اقتصادی محل زندگی آنها (برای جلوگیری از رشد و تکثیر و جلوگیری از تداوم حیات آنها) استوار شده است

مقاومت با شیوه ­ها و ابزارهای دیگر، رئال‌پلیتیک و چشم‌انداز ژئوپلیتیک پس از تحولات ۲۰۲۳

مقاومت با شیوه ­ها و ابزارهای دیگر، رئال‌پلیتیک و چشم‌انداز ژئوپلیتیک پس از تحولات ۲۰۲۳

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

علیرضا ابوطالبی

چکیده این مقاله به بررسی پویایی‌های در حال تحول سیاست قدرت در خاورمیانه پس از تحولات منطقه‌ای ۲۰۲۳-۲۰۲۵، از جمله فروپاشی رژیم اسد در سوریه، تضعیف شرکای متحد غیردولتی ایران در منطقه غرب آسیا و عادی‌سازی فزاینده رژیم اسرائیل در میان کشورهای عربی می‌پردازد. پژوهش از منظری واقع‌گرایانه، ساماندهی مجدد سیاست خارجی ایران، تجزیه استراتژیک جنبش فلسطین و آینده سیاست مقاومت در عصر تغییر اتحادها و تقلیل کنش­گرایی­ نیروهای نیابتی را در کانون بحث خود قرار می­دهد. این مقاله با این استدلال که مواضع ایدئولوژیک باید با واقعیت‌های ژئوپلیتیک سازگار شوند، مدل‌های نوظهور برای حل منازعات را ارزیابی می‌کند و نقش ایران را به عنوان یک بازیگر عمده ایدئولوژیک و استراتژیک در منطقه را مورد بازنگری قرار می‌دهد. یافته ­های پژوهش نشان می­دهد که «مقاومت پایدار» در چشم‌انداز پس از ۲۰۲۳، باید واقع‌گرایی را با حاکمیت مبتنی بر اصول (هنجاری) ترکیب و بدین ­­ترتیب از رویارویی آشکار فراتر رفته و به سمت دیپلماسی منطقه‌ای فراگیر حرکت کند.

گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در توانمندسازی زنان در غرب آسیا

گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در توانمندسازی زنان در غرب آسیا

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404

حسین امام وردی، قربان جعفرزاده

چکیده حکمرانی به‌عنوان چارچوب بنیادین شکل‌دهنده سیاست‌گذاری عمومی، نقش کلیدی در تعیین مسیر توسعه، توزیع منابع و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان دارد. با این ملاحظه، پرسش اصلی مقاله این است که سبک‌های گوناگون حکمرانی چگونه با سیاست‌گذاری عمومی تعامل می‌کنند و چه تأثیری بر کیفیت حکمرانی و به‌ویژه بر توانمندسازی زنان دارند؟ فرضیه  مورد آزمون پژوهش این است که تحقق حکمرانی خوب مستلزم تلفیق ابعاد سیاست و سیاست‌گذاری، و تقویت شفافیت، مشارکت و پاسخگویی است و بدون این عناصر، توانمندسازی زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر تحقق نمی‌یابد. مقاله حاضر از منظر نظری، گونه‌شناسی سبک‌های حکمرانی را با تکیه بر سلسله‌مراتب، بازارها و شبکه‌ها ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که اصلاحات نهادی تنها زمانی پایدار خواهند بود که در چارچوب منازعه سیاسی، وابستگی به مسیر و شرایط نهادی خاص هر کشور تحلیل شوند. از منظر تجربی، با تمرکز بر کشورهای غرب آسیا -به‌ویژه ایران، ترکیه و عربستان سعودی - نشان می‌دهد که سیاست‌هایی مانند تمرکززدایی، دولت الکترونیک و ارتقای نمایندگی زنان، کیفیت حکمرانی را بهبود بخشیده اما همچنان چالش‌هایی در حوزه مشارکت سیاسی زنان و رفع تبعیض ساختاری باقی مانده است. یافته‌ها حاکی از آن است که حکمرانی خوب و توانمندسازی زنان دو مؤلفه به‌هم‌پیوسته‌اند که در صورت تقویت متقابل، زمینه‌ساز توسعه پایدار منطقه غرب آسیا خواهند بود. این مقاله از حیث روش‌شناسی، ترکیبی و از نظر هدف، رویکردی اکتشافی - تحلیلی دارد. همچنین، گردآوری و تحلیل داده‌ها بر پایه‌ منابع کتابخانه‌ای و اسنادی صورت گرفته است.

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

علی ابوطالبی

چکیده دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری­ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات­متحده به طور فزاینده­ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می­کند. در حالی که سیاست­های توسعه­طلبانه ایالات­متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می­شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست­ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره­گیری استراتژیک از تحریم­ها، اَشکال تازه­ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش­ با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته­های پژوهش نشان می­دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین­المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده  است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست­های اسرائیل، در کنار پی­گیری گسترده­تر سیاست یکجانبه­گرایی، ثبات جهانی و چشم­انداز نظم بین­المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می­کشد.

بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین‌الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی

بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین‌الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1403

شهروز ابراهیمی، سید محمد جواد هاشمی

چکیده    بخش عمده­ای از نظریه‌های روابط بین‌الملل نقشی برای دین قائل نیستند. نظریه­پردازان روابط بین­الملل، معاهده وستفالیا را مبتنی بر نگرش سکولار می‌دانند که باعث توقف دخالت دین در سیاست شد و کشورهای مستقل در چنان شرایطی شکل گرفتند. اما با ارائه نظریه «جامعه بین‌الملل» مکتب انگلیسی توسط «مارتین وایت» توجه به نقش دین در روابط بین‌الملل پُر رنگ­تر شد و نظریه‌پردازان تحت عنوان «هنجارگرایی» به آن پرداختند. با توجه به بنیان­های معرفتی و هستی شناختی این نظریه، پرسشی که مطرح می­گردد این است که اگر دین به مثابه یک هنجار مورد پذیرش مکتب انگلیسی قرار گرفته باشد، چه «کارکردی» در شکل­گیری جامعه بین­الملل غرب آسیا دارد؟ فرضیه‏ مورد آزمون این نوشتار، این است که از منظر مکتب انگلیسی دین به عنوان یک هنجار در شکل‏گیری جامعه بین­الملل تاثیر­گذار است، اما نقش آن در جوامع اعم از این­که تا چه ندازه مردم­سالاری دینی باشند یا نباشند متفاوت است. یافته های پژوهش از منظر همبستگی‏گرایی مکتب انگلیسی نشان می‏دهد که در غرب آسیا، از آنجاکه اغلب دولت­ها از مشروعیت پایینی برخوردارند یا بعضا فاقد مشروعیت هستند، جامعه مدنی ضعیف است و برخی تفاسیر قطبی از دین و چگونگی نقش آن در سیاست و همین طور شکاف تفاسیر و کارکرد دینی بین نظام­های سیاسی، موجب شده است شکل‏گیری جامعه بین­الملل در این منطقه، با چالش‏های گوناگونی روبرو گردد.

دولتهای ناکام و ریشه های خشونت در سومالی،افغانستان و میانمار

دولتهای ناکام و ریشه های خشونت در سومالی،افغانستان و میانمار

دوره 1، شماره 1، پاییز 1403

رضا التیامی نیا

چکیده آسیای غربی و آفریقا در طی بیش از چند دهه گذشته گرفتار درگیری های پایدار بوده است. این منطقه میزبان خونین ترین و طولانی ترین جنگ ها در جهان از جمله درگیری اسرائیل و فلسطین، دو جنگ عراق (1991 و 2003)، جنگ داخلی در یمن (1994)، درگیری در لبنان (2007).درگیریهای داخلی و منطقه ای در افغانستان،جدایی هند و پاکستان ، جنگهای داخلی و گسترده در سودان و سومالی ،بحران سوریه و یکی از مرگبارترین درگیری های بین المللی یعنی جنگ عراق و ایران بوده است.پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب بروز بی ثباتی، ناامنی و جنگ داخلی در سه کشور افغانستان،سومالی و میانمار از نظر شاخص های دولت شکننده شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد از آنجا که دولتهای بی ثبات و شکننده سومالی، افغانستان و میانمار قادر به حفظ انسجام سیاسی و اجتماعی، برآورده کردن مطالبات اقتصادی و حقوق مدنی مردم و نیز ایجاد امنیت فراگیر به دلیل شیوه حکمرانی مبتنی بر قبیله گرایی، دیکتاتوری، تبعیض، تعصب و افراط گرایی مذهبی و قومی نشدند به جنگ داخلی،شکاف دولت ملت و چند پارگی جامعه منتهی شد. روش مورد استفاده در این پژوهش،روش اسنادی است